عاشق نوشتن و نویسندگی ...

زن و نویسنده

زن ونویسنده

« زنی که می خواهد داستان بنویسد باید پول و اتاقی ازآن خود داشته باشد».

جمله ای که خواندید برگزیده از «کتاب اتاقی ازآن خود »اثر ویرجنینا وولف است.

واقعا مشکل یک زن در نوشتن و نویسندگی فقط به پول و اتاق خالی است.

قبل از طلوع آفتاب بیدار می شود. زیر کتری را روشن می کند و با اولین پرتو نور خورشید قلم به دست می گیرد.

تا قبل بیدار باش اعضای خانواده اش چند خطی را برای خود بنویسد.

نوشتن روح و جسم او را جلا می دهد. چند خطی از نوشتنش نمی گذشت که صدای نوزادش او را از تخیلات و رویاهای که در سرپروانیده بود. بیرون می کشد.او قبل از هر کاری یک همسر و مادر است.

زنان نویسنده در کشمکش امرار معاش و چاپ آثارشان قطعا مشکلاتی مشابه مردان همکار خود دارند. اما اکثرا بار مضاعف همسر و مادر بودن هم بر دوش می کشند.

خانم ها نسبت به آقایان اوقات فراغت بیشتری دارند و بار مسئولیت آن ها کمتر هست. آمار نشان می دهد که خانم ها بیشتر وقت خود را در حال مطالعه کردن سپری می کنند و بیشترین زمان را به نوشتن اختصاص می دهند.

بین آقایان کمتر کسی پیدا می شود که فراغت خود را با مطالعه کردن پرکند. دغدغه اصلی آقایان تامین نیازهای اصلی زندگی می باشد و خانم ها کمتر در گیر این دغدغه فکری هستند.

اگرچه امروزه به خاطر مشکلات اقتصادی زن هم مجبورهست. بیرون از خانه کار کند ولی بیشتر مسئولیت زندگی بر دوش آقایان است.

 

فرق بین زبان نوشتاری زنان و مردان

در طول تاریخ کتاب های زنان نویسنده با ادعایی اینکه از نظر محتوایی خیلی ضعیف، کم مایه یا خیلی رمانتیک و عاشقانه و یا بدون دستاورد روشنفکرانه هستند. درجامعه ادبی مورد قبول نبود.
زبان نوشتاری زنان ظرافت و احساس بسیار بیشتری در خود دارد. اما زبان مردان پختگی بیشتری دارد.
زنان ریزبین هستند. به ریزترین جزئیات اشاره می کنند. که ممکن است مردان اصلا به این موضوع اشاره نکنند.
لطافت و احساس بودن زن همان طور که او را از قاضی بودن منع می کرد. آیا می توانست بر نویسندگی او چیره شود و اجازه ندهد که یک زن نویسنده خشن و پخته باشد و این ذهنیت را در وجود زن پرورش دهد که مردان بر ادبیات و نویسندگی تسلط بیشتری دارند.

نویسنده زن دهه ۶۰ حضور مثمرثمری در عرصه نویسندگی نداشتند. بخاطر فقر فرهنگی و جامعه زنان نمی توانستند. به روشنی احساسات خود را بیان کنند و برخی از این زنان نا گزیر بوده اند. خود را در پوشش نام های مردانه پنهان کنند. تا بتوانند بنویسند و آثارشان پذیرفته شود.

تبعیض برای زنان در صنعت نویسندگی هم به چشم می خورد. کتابی که یک زن نویسنده می نویسد ۴۵ در صد ارزان تر از کتاب های نوشته شده توسط مردان قیمت گذاری می شود.

 

زن نویسنده و جایزه نوبل

البته بوده اند نویسندگان زنی که جوایزمعتبری همچون نوبل، پولیتزر، گنکورو برکر را کسب کرده اند. بعضی از آن ها ناتالی ساروت و سمبون دوبووار در ژانر یا مکتبی متفاوت در حوزه ی زنان صحبت از نوشتن و نویسنده شدن و از تاثیری که نویسندگان دیگر بر آن ها گذاشته اند.
جایزه ی نوبل ادبیات که هر سال به یک یا دو نویسنده ازکشوری اعطا می شود.

• سلمالاگراف
سلمالاگراف بانوی که در کودکی بخاطر بیماری که به آن دچار شده بود. از هر دو پا فلج شد. اما این مشکل باعث بیشرفت او نشد. او اولین زن نویسنده ای بود که در سال ۱۹۰۹ موفق به کسب نوبل ادبیات شد.

از مهم ترین آثار او افسانه ی گوستا برلینگ که رشته ی تخیلی دارد نام برد.

 

• گراتزیا دلددا

نویسنده ای که وضعیت مناسبی برای تحصیل و فعالیت اجتماعی نداشت ونتوانست بیشتر از سوم ابتدایی درس بخواند. کتابخانه بزرگ عمه اش مکان آموزشی امن و پر از کتابی بود که با خواندن کتاب های گوناگون توانست با آثار نویسندگان بزرگ آشنا شود. و زندگی خود را با خواندن کتاب های گوناگون تغییر دهد.
گراتزیا دلداد که یک نویسنده ای ایتالیایی است. در سال ۱۸۹۶ نخستین رمانش به نام قطار را منتشر کرد و سریع به شهرت رسید. او به نویسنده پر کار تبدیل شد و کتابهای زیادی منتشر کرد. تا اینکه در سال ۱۹۲۶برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شد.

• زیگرید اوندست
رمان نویس نروژی که در سال ۱۹۲۸ موفق به دریافت جایزه ی نوبل ادبیات شد. او مجبور شد زمانی که آلمان به نروژ حمله کرد. به نروژ فرار کند. اوندست یکی از منتقدان سیاست فاشیستی وهیلتر بود همین کار او باعث شد که کتاب هایش در آلمان نازی ممنوع اعلام شد و سوزانده شد. زیگرید برای در امان ماندن به سوئد رفت. مشهورتریت اثر او کریستین لاورنت است که تجربه های یک زن از تولد تا مرگ را به تصویر می کشد. از این نویسنده اثری به زبان فارسی ترجمه نشده است.


• پرل بارک

او نخستین رمان نویس، نویسنده و بیو گرافی نویس آمر یکایی که در سال ۱۹۳۸جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت کرد.

خانواده او از مبلغین مذهبی بودند که برای تبلیغ به کشور چین سفر کردند. او از سه ماهگی تا ۴۱ سالگی در چین زندگی کرد و زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم آموخت. مادرش زنی ادیب بود و نخستین آموزگار او به شمار می‌رفت. او در هفده سالگی، دو سال در مدرسه آمریکایی پاریس تحصیل کرد و مجدداً به چین بازگشت و با یکی از همکاران خود ازدواج نمود. در سالهای بعدی او مکرراً به کشورهای دیگر مسافرت کرد.

او نخستین زن آمریکایی است که  جایزن نوبل ادبی را در سال  ۱۹۳۸دریافت کرده‌است.

باک در سال ۱۹۳۲ به خاطر کتاب خاک خوب جایزه پولیتزررا برای بهترین رمان سال دریافت کرد.

• گابریل می ستزال

شاعر، آموزگار، دیپلمات و فمینیست شلیایی است. گابریلا در هفتم آوریل ۱۸۸۹در ویکونای شیلی متولد شد و تحصیلاتش را در شهر سانتیاگو گذارند.
میسترال در سال ۱۹۴۵ به خاطر داستان معروف «دعا به خاطر آنها که خودکشی کردند»، موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل گردید.

چانه اش روي دستي زمخت ، متفکر به یاد می آورد، قامتش وقف گور شده است.

  قامتي از جنس تقدير، برهنه در برابر سر نوشت، وبیزار مرگ، که در گذران بهار پر شور خویش

  از زيبايي و عشق بر خود لرزيده، واینک؛ در پاییزش، غرق در حقیقت و اندوه است.

• نلی زاکس

نلی زاکس، شاعر و نویسندهٔ آلمانی، وی در سال ۱۹۶۶ برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد. این جایزه بخاطر نوشته های پر احساس و پر شور به وی تعلق گرفت. او در سال ۱۹۴۰از چنگال نازی ها گریخت و با مادرش به سوئد رفت.

باغ کودکی

آیا هنوز بیاد داری ، که من از آن تو بودم.
آنگاه که گیسوان من، بوی نفس‌های تو را می‌دادم
و شبنمین و مرطوب از اشک‌های تو بود،
آن‌گاه که شور عشق تو هستی ام را فراگرفته بود


• نادین گوردیمر

نویسندگی‌، درک زندگی است. تمام عمرت را کار می‌کنی و شاید در پایان بخش کوچکی از آن را فهمیده باشی.

نادین اهل آفریقای جنوبی نویسنده و فعال سیاسی که سال ها علیه آپارتاید و به نفع مردم آفریقا کرده است . اوسال ۱۹۹۱ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. نلسون ماندلا وقتی در زندان بود. از داستان های او را می خواند. بیشتر داستان های او سیاسی بود. خواندن جمله قصار های نادین گوردیمر خالی از لطف نیست.

« من معتقدم که وقتی آدم در زندگی تنهاست و دارد فکر می کند ، باز هم مخاطب افکارش فرد خاصّی است».

• تونی مورسیون

تونی موریسون با نامِ اصلیِ «وی کلوئه آنتونی ووُفورد » نویسنده، فمینیست و استاد دانشگاه زن سیاهپوست آمریکایی و برنده جایزه ادبی نوبل ۱۹۹۳ است، و آثارش به خاطر فضای حماسی، دیالوگ‌های زنده و تصویر کردن شخصیت‌های سیاهپوست آمریکایی مشهور می‌باشد.

او نخستین زنِ سیاهپوستی است که کرسی‌ای به نامِ خود در یکی از دانشگاه‌های بزرگ آمریکا « دانشگاه پرینستون »دارد و همچنین اولین زن سیاهپوست آمریکایی است که جایزه نوبل را دریافت کرده‌است.

• ویسوارا شیمبورسکا

ویسواوا شیمبورسکا، ۹۴ سال پیش در خانواده‌ای روشنفکر در لهستان زاده شد، با گرفتن جوایز نقدی از پدر خود در کودکی به سرودن شعر روی آورد و هنگامی‌ که از دنیا رفت، به آن اندازه از درک رسیده بود که بگوید «هیچ چیز نمی‌داند»

ویسواوا شیمبورسکا، تا هنگامی که به قول خود، جهان در سال ۱۹۹۶ «با او برخورد کرد»و جایزه‌ی نوبل ادبیات به او تعلق گرفت، شاعره‌ای کاملا ناشناخته بود.

او تا آن هنگام، بیش از چند مجموعه‌ی شعر، از جمله نخستین کتابش با عنوان« به این دلیل زندگی می‌کنیم» که در سال ۱۹۵۲ منتشر شد، به چاپ نرسانده بود.

• الفریده یلینک

الفریده یلینک رمان نویس، نمایشنامه نویس و فمینیست اتریشی است. که سال ۲۰۰۴ میلادی برنده جایزه نوبل ادبیات شد.او در دو شهر وین و مونیخ زندگی              می کند.

سال ۲۰۰۴ کمیته نوبل ادبیات اعلام کرد جایزه خود را به الفریده یلینک اعطاء می کند، چرا که او در آثارش از زبانی خاص برای بیان کلیشه های جذاب جامعه استفاده می کند.
او در سال ۱۹۹۷ تحصیلات خود را در رشته شاعر و تاریخ هنر رها کرد و به نویسندگی پرداخت. اولین مجموعه او، « سایه لیزا» است. آثار او قبل از دریافت جایزه ی نوبل بیرون از جامعه ی آلمانی زبان اکثرا نا شتاخته بود. مهم ترین اثر او، رمان « بیانیست » است.

 

• دوریس می لسینگ

دوریس می لسینگ نویسندهٔ صوفی و فمینیست انگلیسی و برنده جایزه ادبیات نوبل در سال ۲۰۰۷ میلادی بود.

او یازدهمین زن برنده جایزه نوبل ادبیات بود.

دوریس می لسینگ از پدر و مادر انگلیسی در سال ١٩١٩ در کرمانشاه، ایران زاده شد. پدرش، آلفردتیلور، که در جنگ جهانی اول معلول شده بود، کارمند بانک ایران و مادرش امیلی ماد تیلور پرستار بود.
دوریس می لسینگ رمان نویس،شاعر، نمایش نویس و زندگی نامه نویس است.

 

• هرتا مولر
هرتا مولر نویسنده آلمانی- رومانیایی کسی که با تمرکز اشعار و صراحت نثرش چشم‌انداز سرزمین‌های اشغالی را به تصویر می‌کشد.

جایزه نوبل ۲۰۰۹ را کسب کرد. او که از اقلیت‌های آلمانی در کشور رومانی بود به دلیل عدم پذیرفتن جاسوسی برای پلیس مخفی رژیم کمونیستی از رومانی اخراج شده و مجبور به مهاجرت به آلمان شد.


مهم ترین آثار او سرزمین گوجه های سبز و آونگ نفس است.آثار مولر بخاطر همکاری نکردن با پلیس آلمانی تبار سانسور می شد. بخاطر همین آثار او قاچاقی به بیرون از روم برده می شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط