عاشق نوشتن و نویسندگی ...

شخصیت‌پردازی در داستان

شخصیتِ هر فرد، یگانه و منحصر به‌خود اوست. شخصیت، وجه تمایز و شاخص وجودی آدم‌هاست. یعنی عامل تفاوت بین افراد بشری است. هر شخصیتی، در محیط خارج، نمودهایی دارد که از روی آن نمودها شناخته می‌شود.مثالاً:

نمود در انتخاب‌ها: انتخاب شغل، همسر، دوست، کتاب، ورزش، سرگرمی، لباس

 نمود در عکس العمل‌ها: واکنش در مقابل شکست و موفقیت، نوع رفتار وی در مواجهه با مشکلات اجتماعی و عاطفی

نمود در روابط اجتماعی: ارتباط با آدم‌ها، نحوه نشست و برخاست و رفتار

نمود در گفتار: خیلی وقت‌ها نحوه‌ی حرف زدن فرد، می‌تواند خیلی از وجوهِ درونی او را نشان دهد.

نمود در اعتقادات: جهان بینی و ایدئولوژی «احمد اخوت» در کتاب «دستور زبان داستان» شخصیت را این‌گونه تعریف می‌کند: « شخصیت داستانی، معمولاً انسانی است که به خواست نویسنده، پا به صحنه‌ی داستان می‌گذارد. با شگردهای مختلفی که نویسنده به‌کار می‌برد  ویژگی‌های خود را برای خواننده آشکار می‌سازد، کنش‌های مورد نظر نویسنده را انجام می‌دهد و سرانجام از صحنه داستان بیرون می‌رود . »

برای مهارت در شخصیت‌پردازی، دو نکته بسیار مهم است:

۱٫تجربه کنیم: برای نویسنده‌ای که تازه می‌خواهد شروع به نوشتن کند، دقت در رفتار و منش آدم های دور و برش بسیار مهم است. مصالح نویسنده، مردمی هستند که در میان آن‌ها زندگی می‌کند و از آن‌ها می‌نویسد. اشخاصی که برای داستان‌های خود بر می‌گزیند ، باید از میان مردمی باشد که با آن‌ها آشنایی دارد. دانش نظری اگرچه ارزشمند است، اما به تنهایی کارگشا نیست و باید با دانش عملی همراه باشد. نویسنده ای که از مردم جدا می‌شود و در گوشه ای می‌نشیند و افکار و تصورات خود را از مردمی که آن‌ها را نمی‌شناسد، به روی کاغذ  می‌آورد، نمی‌تواند اثری قابل توجه خلق کند.  پس یادمان باشد برای این‌که بتوانیم شخصیت‌هایی باورپذیر خلق کنیم، باید به خصوصیات اخلاقی و رفتار  آدم‌های دور و برمان توجه کنیم. زیاد توجه کنیم.

۲٫زیاد مطالعه کنیم: در کنار تجربه شخصی، عنصر مطالعه و تحقیق هم بسیار مهم و ضروری است. بدیهی است که هیچ نویسنده ای در عمر کوتاه خود، نمی‌تواند به‌طور جامع و دقیق به شناخت کاملی از آدم‌ها دست پیدا کند. پس باید زیاد بخوانیم. خوب بخوانیم و داستان‌های خوبی بخوانیم.

در مقوله شخصیت‌پردازی، توجه به این نکته لازم است که شخصیت‌پردازی در داستان کوتاه، با شخصیت‌پردازی در رمان بسیار متفاوت است. در رمان، فضای کافی برای پرداختن به تمام زوایای فرد وجود دارد. اما در داستان کوتاه، این امکان وجود ندارد. بلکه همین‌قدر که رفتار و گفتار آدم‌های داستان تناقض نداشته باشد، شاید کافی باشد، که البته رسیدن به همین عدم تناقض، به مهارت زیادی نیاز دارد.

  چند توصیه برای پرداخت شخصیت:

۱ .تصور کردن یک فرد واقعی:

برای پرداخت شخصیت داستان، بهتر است که یک فرد واقعی را در نظر بگیریم. بعد تغییرات لازم را متناسب با طرح داستان، روی او پیاده کنیم. این امر باعث می شود که بتوانیم در شخصیت پردازی موفقیت بیشتری داشته باشیم. حتی اگر می‌خواهیم یک داستان افسانه‌ای بنویسیم و موجودی خلق کنیم که مانندش در جهان وجود ندارد، باز هم می‌توان از این روش استفاده کرد. یک نمونه بیرونی در نظر گرفت و به فراخور قصه، شخصیت او را تغییر داد. به این شکل می‌توان شخصیت‌های باورپذیرتری خلق کرد و راحت‌تر زوایای مختلف وجود او را به تصویر کشید .

۲ .بهره‌گیري از تخیل:

در ادامه آن‌چه در توصیه قبل اشاره شد، باید اضافه کرد که بدون بهره‌گیری از تخیل و صرفاً اکتفا کردن به بیان واقعیت بیرون، نمی‌توان به نتیجه خوبی در داستان رسید. شاید لازم باشد مصالحی را که از دنیاي واقعی گرفته‌ایم، با کمک تخیل تغییر دهیم. خصوصیاتی را حذف کنیم و چیزهایی را اضافه کنیم تا داستان‌مان، شکل بهتری به خودش بگیرد و شخصیت‌مان ، همان شود که در داستان به آن نیاز داریم.

۳٫ بازیگري مکتوب:

بازیگری مکتوب یعنی اینکه ما کاملاً در جلد اشخاص داستان فرو برویم و در شرایط مختلف داستان، به‌جای آن‌ها بازی کنیم. رفتار آن‌ها را پیش‌بینی کنیم و خودمان را به جای آن‌ها بگذاریم.

۴٫ توجه به تعداد اشخاص داستان:

تعداد اشخاص داستان به چند چیز بستگی دارد.

_ حجم داستان

_ وسعت ماجرا

_ وسعت مکانی و فیزیکی داستان

واضح است که در یک داستان کوتاه پنج صفحه ای نمی‌توان از بیست شخصیت استفاده کرد. اما همین بیست نفر، ممکن است برای یک رمان سیصد صفحه ای، خیلی هم کم باشند. باید حواسمان باشد که آدم‌های اضافه وارد داستان کوتاه نکنیم.

۵٫ پرهیز از آوردن شخصیت‌های مشابه:

اصولاً قرار دادن شخصیت‌های مشابه، به لحاظ اعتقادات و گفتار و عمل، باعث می‌شود که داستان از کشمکش و تضاد خالی شود. هر فرد در داستان ما، باید خصوصیاتی خاص خودش را داشته باشد و کارهایی منحصر به‌فرد انجام دهد.

۶٫ استفاده نکردن از شخصیت‌های مطلق:

مطمئناً خیلی شنیده‌اید که یک شخصیت سیاه و یا سفید است و حتماً این را هم شنیده‌اید که بهتر است شخصیت‌ها خاکستری باشند. واقعیت هم همین است. در دنیاي پیرامون ما، چند نفر وجود دارند که بدِ بد باشند و یا خوبِ خوب؟

البته خلق شخصیت‌های مطلق، برای نویسنده، راحت و کم دردسر است. اما فراموش نکنیم که حقیقت، چیز دیگریست.

3 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط