عاشق نوشتن و نویسندگی ...

هر نویسنده، یک سبک خاص در نوشتن دارد.

خیلی از دوستانی که علاقمند به داستان‌نویسی هستند. این سوال را می‌کنند که آیا هر نویسنده ‌ای باید سبک خاص خودش را باید داشته باشد یا یک نویسنده می‌تواند با هر سبکی بنویسد.
این‌که نویسنده ‌ای بتواند در هر سبکی بنویسد دو ظرفیت می‌خواهد یکی این که تنوع‌طلب و بازیگوش باشد که بتواند داستان و رمان موفقی بنویسد و سبک خود را به زیبایی و صحیح به نمایش بگذارد و بعد سراغ سبک‌های جدیدی برود و تجربه کند.
مثلاً:«وقتی مختصر نویس است در کتاب اول، در کتاب دوم خیلی مفصل‌تر بنویسد. یا در رمانی که می‌نویسد توانایی کش دار و بلند نویسی جملات را دارد، در کتاب دوم خیلی تلگرافی بنویسد. یا در کتاب اول از یک زاویه دید کلاسیک استفاده می‌کند در کتاب دوم از یک زاویه دیدی که به هر حال بیشتر تابع فرم است استفاده کند. یا در کتاب اول از یک راوی قابل اعتماد استفاده می‌کند در کتاب دوم از یک راوی مردد استفاده می‌کند. این توانایی و بازیگوشی را باید داشته باشد».
شرط دوم این است که یک سبک نوشتاری را برای خودش تعریف و تایید کند. یعنی این‌که این‌جا به‌عنوان قلم خوبی که می‌تواند داستان خودش را خیلی خوب روایت کند و موفق است تا کتابی بنویسد که تحسین شود را انتخاب کند و انجام دهد. وقتی این کار را انجام داد آن وقت است که باید سراغ بازیگوشی می‌رود و می‌تواند سبک‌های دیگر امتحان کند. مگر نه وقتی این کار را تصویب نکند دچار وسواس فکری می‌شود مثل کسی که می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرید، راه رفتن خود را هم فراموش می‌کند.
یک هچل‌ هفتی می‌شود که منجر به فرم و تصویب قلم یک فرد نمی‌شود. دقیقاً مثل کسی که یک مقدار کشتی بلد است و یک مقدار با تکنیک فوتبال آشنا‌ست و کمی در والیبال سر رشته دارد منتهی هیچ‌کدام را به درستی نمی‌تواند بازی کند. مثل تعبیر این‌که یک نفر می‌خواهد به آب برسد بعد هی چاله‌های دو متری و سه متری می‌کند و به آب نمی‌رسد در صورتی که اگر بیست متر بکند سیراب می‌شود.
تلاش برای سیم‌های مختلف بیشتر در بین کسانی است که به‌جای این‌که تلاش کنند و عرق بریزند و تمرین و تکرار داشته باشند تا در یک سبکی جا بیافتند. می‌روند سراغ این‌که مثلاً زبان محاوره‌ای استفاده کنند، یا نمی‌دانم زبان محلی استفاده کنند.
بیشتر این دوستان ولع این را دارند که زودتر دیده شوند. ولع دارند که بگویند ما این‌ها را بلدیم و دقیقاً در کتاب‌های اول نویسنده سعی می‌کند بگوید که با بیشتر ترفندها و تکنیک‌ها آشناست ولی متأسفانه آخرش هم کارش خراب می‌شود برای این‌که این خودنمایی نویسنده را خواننده می‌بیند. و نویسنده فراموش می‌کند که وظیفه ‌اش داستان‌نویسی‌ست ولی منتهی دارد با این کار نشان می‌دهد که یک ژیمناستیک کار است. و بلد است که پشتک بزند.
بخاطر همین دو شرط تایید و تصویب سبک لازم است و سعی کنید شما به‌عنوان یک نویسنده تازه ‌کار در همان کتاب اول تان سبک خود تایید و تصویب کنید.

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط