عاشق نوشتن و نویسندگی ...

سایه نویسندگی

چند روز پیش تو اینستا گرام پستی دیدم درباره نویسندگانی که در سایه زندگی می کند.
موضوع برایم جالب بود ولی چون وقت مطالعه دقیق پست را نداشتم آن را ذخیره کردم تا بعدا با دقت زیر ذره بین ببرم.
برایم سوال شده بود.

• چرا یک نویسنده باید در سایه زندگی کند.
• آیا سایه نویسندگی با سندرم نویسندگی می تواند در ارتباط است.
• سایه نویسندگی چیست
• نویسندگانی که با نام مستعار زندگی می کنند خود را در سایه نویسندگی پنهان می کنند.

سوالات یکی پس دیگری به مغزم هجوم می آوردند و من ولع بیشتری برای یافتن سوالاتم داشتم.
علاقه زیادی به نوشتن و نویسندگی باعث شده هر چیزی که درباره نویسندگی است برایم شیرین باشد.
دست به کار شدم بیشتر مطالعه و تحقیق کردم تا جواب سوال هایم را بیابم و امروزمی خواهم یافته های خودم را به اشتراک بگذارم.

در کتاب جدیدی که خواندم شان ویلن نویسنده کتاب بزن به هدف می گوید «هر چه بیشتر داده هایت را به اشتراک بگذاری، دنیا بیشتر به تو بر می گرداند». بس به امید آموخته های بیشتر.

سایه نویسندگی چیست؟

سایه نویسند گان یا «گوست رایترها » به نویسنده ای گفته می شود که با خیلی خوب برای دیگری می نویسد و دیگر ادعایی نویسندگی نمی کنند و از او نامی در کتاب نوشته است؛ برده نمی شود.

وقتی داشتم درباره سایه نویسندگی مطالعه می کردم یاد کتاب آئورا اثر کارتوس فوئنتس افتادم. فلیپه جوان وقتی برای کار جدیدش وارد خانه ای شد که در آنجا قراربود.

زندگینامه و خاطرات محروم ژنرال یورنیه را به خواسته همسر پیر و ناتوانش که به پایان زندگیش نزدیک بود را بنویسد در آن خانه قدیمی زندگی جدیدی را تجربه کرد.

با مرورداستان آئورا در این فکر بودم که آیا نویسندگان در سایه که برگزیده می شوند تا درباره زندگی دیگران بنویسند و یا خاطراتی که از آن ها را می خواهند به قلم در بیاورند. دچار چنین چالشی می شوند.

آن نویسنده این احتمال را دارد که درماجرایی زندگی آن شخص غرق شود تا یک کتاب ناب و پرازماجرا را به نمایش بگذارد.

سایه نویسندگی دراصل فروختن متن خود بدون حق مالکیت به متنی که نوشته شده است به افراد دیگر می باشد خریدارمی تواند هر کاری که می خواهد با کتاب و بامتن انجام دهد. بدون ذکر نامی از نویسنده اصلی داستان.
هرزندگی یک داستان خوب و خواندنی دارد. که اگر این داستان به خوبی روایت شود استقبال زیادی از آن کتاب می شود. بهترین روای یک زندگینامه و خاطرات یک زندگی، خود شخص گوینده می باشد که اگر روای داستان توانایی کافی ندارد. تا ازایده و الگوی مناسب برای نوشتن زندگینامه خود استفاده کند بهترمی بیند که با «گوست رایترها »قرارداد ببند تا با ایده و الگو جدید داستان اورا بازگو کند.

چرا یک نویسنده در سایه زندگی می کند؟

نوشتن یک مهارت اکتسابی است؛ نه یک قدرت ذاتی.

این حرف نیازمند سال ها مطالعه، آموزش و تجربه در زمینه های مرتبط با نویسندگی است.
وقتی نویسنده کتابی را می نویسد. مالک و صاحب همه حقوق مادی و معنوی کتاب می باشد و این حق طبق قراردادی مکتوب بطور کامل به شما واگذار می شود و شما می توانید به عنوان نویسنده نام خود را روی جلد چاپ کنید.
در حدود قرن هیجدهم متن بود که اهمیت داشت نه این که چه کسی آن را نوشته است و اسم و امضایی از نویسنده در سایه متن می رفت.
نقش نویسنده در سایه فرم دادن و مکتوب کردن ایده هاست و جز کار فنی نویسندگی وظیفه دیگری برعهده ندارد. نویسنده در سایه با این که نامش گمنام می باشد. مشکلی ندارد و با قراردادی که بسته است هیچ اثری از خود برده نمی شود.
بهتر است بگوییم نویسنده در سایه دیگر مسئولیت اثر را به عهده ندارد و زیر ذره بین خوانندگان و منتقدان نیست و کمتر دچار اضطراب نوشتن می باشد.

آیا نویسندگی که با نام مستعار می نویسند خود را در سایه پنهان می کنند؟

جعفری یوجینیدس آمریکایی بعد از معرف شدن با کتاب خودکش باکره ها نه سال طول کشید تا بتوانم کتاب دومش میدل سکس را چاپ کند.

وی بعد از چاپ کتاب دومش می گوید: « هنگام نوشتن اول خواننده ای منتظرت نیست. برای کسی مهم نیست که بالاخره رمانت را تمام می کنی یا نه. اما بعد از انتشار اولین اثر، البته اگر کار موفقی باشد، همه منتظر کار بعدی ات هستند. نا گهان همه تورا نویسنده ای حرفه ای و دستگاه تولید رمان می دانند، اما خودت خوب می دانی که حقیقت چیست و داری به کجا می روی ودر مسیری افتاده ای که از کسی که چیزی برای از دست دادن نداشت تبدیل به نویسنده ای که ممکن است همه چیز را از دست بدهی و همین تولید اضطراب می کند….».

همین اضطراب و ترس از صفحات سفید و ننوشتن باعث می شود نویسنده تن به انتخاب نام مستعار، تغییر مکان زندگی خود و به تن کردن لباس گمنامی می شود.

یک نویسنده تمام وفت و حرفه ای شبانه روز با کلمات درگیراست. نویسنده ی حرفه ای ساعت در حال خواندن و نوشتن است و اگر وقفه در کار خود ایجاد کند مهارت خود را از دست می دهد تفاوت بزرگی است با نویسنده و کسی که دلنوشته می نویسد.

چرا یک نویسنده باید در سایه گمنامی زندگی کند.

به اعتقاد من هر نویسنده ای دوست دارد که نامش جلد اول کتاب چاپ شود.

ولی بخاطر فرار ازتبعیض جنسی در نوشتن، حتی گاهی بخاطردر خواست ناشر و نگرانی اینکه کتاب دومی که در حال چاپ است. باعث انتقاد منتقدان و خوانندگان قرار بگیرد نویسنده مجبور می شود در سایه نویسندگی خود را پنهان کند.

جی. کی. رولینک؛ خالق مجموعه رمان های هری پاتر در ابتدای حرفه ی ادبی اش مجبور شد از نام مستعار استفاده کند و لباس نامرئی و شناخته نشده به تن کند.
وقتی کتاب هری پاتر اولین بار چاپ شد. ناشر این کتاب بر این عقیده بود که کتاب جادوی با اسم نویسنده ی زن فروش نخواهد رفت و روی قفسه ها باقی خواهد ماند و از رولینک خواسته شد هویت خود را مخفی کند و نام خود را به شکل حروف اختصاری معرفی نماید.

استیفن کینک نویسنده ی آمریکایی داستان های ترسناک درباره در سایه نوشتن رولینک می گوید:« جی حق دارد. نوشتن در سکوت و گمنامی واقعا لذت بخش است. اما حالا که می دانم چه کسی این کتاب را نوشته، نمی توانم برای خواندنش صبر کنم».

رولینگ درباره ی دلیل استفاده از نام مستعار می گوید:« بعد از هری پاتر دوست داشتم مانند یک زن معمولی زندگی کنم. و نمی خواستم نویسندگی را کنار بگذارم. دوست داشتم مدتی به دور از هیاهو زندگی کنم و دلیل دیگر آن بود که می خواستم خودم را ثابت کنم. نمی خواستم نام من خوانندگان را به سمت کتاب جدیدم بکشاند». جی کتاب جدیدش آوای فاخته را با نام مستعار رابرت گالبرت چاپ کرده بود.
جی.کی. رولینگ در ادامه صحبت اش می گوید:« نوشتن به دور از شلوغی و اضطراب و برآوردن انتظارات دیگران حس فوق العاده ای است».

نویسندگان در سایه برای تولید انبوه

نویسندگانی هستند که در طول یک یا دو سال ممکن است یک کتاب چاپ کنند. اما آن سوی ماجرا هم نویسندگانی قرار دارند که ممکن است یک یا چند کتابی را بنویسد و ناشر نمی تواند هر ماه کتابی از آنها چاپ کند. بنابراین این دست نویسندگان نام های مستعار متعددی را بر خود انتخاب می کنند و خود را در سایه اسم جدید پنهان می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط