عاشق نوشتن و نویسندگی ...

زبان معیار

 

کلمه «معیار». در گفتار حاضر در مقابل اصطلاح فرنگی «استاندار» به‌کار رفته است. این کلمه در تداوال متخصصان جامعه شناسی زبان به آن صورتی از زبان اطلاق می‌گردد که افراد یک کشور معین، که احتمالاً به لهجه‌ها و گویش‌ها و گونه‌های محلی تکلم می‌کنند، آن را به‌عنوان بهترین و مؤثرترین وسیلۀ ارتباط در میان خود به‌کار می‌برند.
این صورت زبانی معمولاً با زبان مکتوب یا نوشتار مطلبق است و همین صورت است که در رادیو و تلویزیون و کتاب‌های درسی و روزنامه‌ها و روابط رسمی به‌کار می‌رود.
استفاده درست از این در مواردی که لازم است موجب اعتبار و کسب امتیازهای اجتماعی می‌گردد.

زبان حاکم یا زبان درس خواندگان

به نظر برنستاین (Bernstein)، در بسیاری از جوامع معمولاً زبانی، زبان معیار نامیده می‌شود که منطبق برملاک‌ها و هنجار‌های ((normsطبقه حاکم باشد. نهادهای حاکم از طریق نهادهای تحت تسلط خود انند رادیو،تلویزیون، روزنامه و غیره، شکلی از زبان را که مورد نظر اوست گسترش می‌دهد و در مدرسه، دبیرستان و دانشگاه جنبه‌های مختلف آن از نحوۀ تلفظ و به‌کار بردن شکل‌های مناسب آن در برخوردهای اجتماعی و جز آن را آموزش می‌دهد.

بنابراین زبان معیار زبانی است که ملاک‌ها و قواعد و هنجارهای آن از طرف طبقه حاکم قانونیت یافته و رعایت آن‌ها در ارتباطات اجتماعی الزامی باشد. این قانونیت دادن به بعضی صورت‌های زبانی در مقابل بعضی صورت‌های دیگر میتنی برارزش‌گذاری‌هایی است که انگیزه سیاسی ‌ـ‌ اجتماعی دارد.

این‌که زبان معیار منطبق بر زبان طبقۀ حاکم باشد همیشه معتبر نیست، چه ممکن است تحت شرایطی خاص عده‌ای حاکم گردند، اما زبان این گروه به هیچ روی زبان معیار شمره نخواهد شد.

نظر بعضی دیگر از زبان‌شناسان که زبان معیار اغلب مبتنی بر زبان خواندگان است و همان زبانی است که در محافل علمی و فرهنگی یا مراکز سیاسی از آن استفاده می‌شود به صحت نزردیکتر است.

مشخصات زبان معیار

مشخصات دقیق‌تر زبان معیار را گاروین و ماتیو، که جز زبان‌شناسان معاصر می‌باشند. برای معیار بودن یک زبان سه دسته ملاک قائل شده‌اند.
خصوصیات ذاتی زبان معیار
نقش‌های زبان معیار در محدودۀ فرهنگ یک جامعۀ زبانی

نظر جامعه نسبت به زبان معیار

مهم‌ترین خصوصیات ذاتی زبان معیار عبارت است‌از:
تثبیت‌شدگی زبان همراه با انعطاف آن
پختگی آن از نظر علمی و فرهنگی
منظور از تثبت‌شدگی این‌است‌که اصول و هنجارهای زبان معیار باید مدرن و تثبیت شده باشد. تثبیت‌شدگی باید به طریقی صورت گرفته باشد که زبان در مقابل تحولات جدید فرهنگی دارای انعطاف باشد.

 

نقش‌های زبان معیار

 

نقش متحد کننده، نقش متمایز کننده، نقش اعتبار دهنده، نقش مرجعیت.
در نقش متحدکننده مناطقی که دارای لهجه‌های مختاف زیر لوای جامعه‌ای با یک زبان معیار متحد می‌گردند.
در یک جامعه زبانی، نقش متمایز کننده زبان معیار توسط آن از جوامع مجاور متمایز می‌گردد. نقش سوم برای کسانی که دارای زبان معیار هستند مؤثر است و در نقش چهارم مرجعیت زبان برای درست و غلط بودن و ادارک و ارزیابی شعری (ادبی) است.

نظر جامعه نسبت به زبان معیار

وفاداری نسبت به آن
وقوف به اصول و هنجارها
مباهات به آن
این سه خصوصیت با نقش‌های زبان معیار در ارتباط است: خصیصۀ وفا‌داری با نقش‌های متحدکننده و متمایزکننده و به قیاس وسیع‌تر با حس ملی‌گرایی ارتباط می‌یابد. خصیصۀ وقوف با نقش مرجعیت زبان و بالأخره حس مباهات با نقش اعتبار دهنده زبان در ارتباط است.

آنچه این دو زبان‌شناس دربارۀ زبان معیار گفته‌اند خطوط کلی خصایص زبان معیار را روشن می‌کند، اما پاره‌ای از جزئیات در آن ناگفته می‌ماند. مثلاً به کاربرد آن در زمینه‌های خاص اجتماعی مانند مکاتبات اداری، مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و غیره اشاره نمی‌شود.

زبان‌شناسان مکتب پراگ حدود ۱۹۳۹ دربارۀ زبان چکی معیار و پرورش زبان مطلوب به این مورد اشاره کردند. که تنها دستورها و تجویزهای نظری (تئوریک) زبان‌شناسان نیست که موجب تثبیت زبان معیار می‌گردد ولی بدون مداخلات نطری و تجویز‌های آنان نیز این گار علمی نمی‌گردد.
مهم‌ترین مداخلۀ زبان‌شناسان در مسئله خط و پس از آن به‌ترتیب در حوزۀ ساختمان دستوری و ساختمان واژگان و محتوای معنایی آن است.

هنگام تثبیت باید به ذوق و پسند زمان نیز توجه شود. تثبیت نباید موجب عمیق‌تر شدن اختلاف میان زبان گفتار و زبان نوشتار گردد.
تثبیت کنندگان باید توجه داشته‌باشند که از حذف و انتخاب یکی از صورت‌های دستوری یا لغوی که پابه‌پای هم به‌کار می‌روند جداً پرهیز کنند.

تثبیت در زمینه خط

تثبیت در زمینه خط شامل دو قسمت است:
قلمرو مربوط به نظام املایی زبان
حوزه استفاده از این نظام در موراد خاص و تک‌تک کلمات.

نظام املایی زبان پس از تثبیت نباید بدون دلیل کافی و قانع‌کننده تغییر داده شود. هر گونه تغییر پیشنهادی باید از نظر ارزش و اعتباری و فایدۀ عملی به‌دقت مورد بررسی قرار گیرد.

در زمینۀ تلفظ،تثبیت باید بر مبنای تلفظ محافل روشن‌فکر و درس‌خوانده که به زبان معیار تکلم می‌کنند انجام پذیرد و تلفظ‌های عامیانه‌ای از نظر جغرافیایی گسترش بیشتری دارند به کنار نهاده شوند.

تعریف زبان معیار

زبان معیار زبانی است‌که در ورای لهجه‌های محلی و اجتماعی و علمی و ادبی … کسانی است که ممکن است در شرایط دیگر لهجه‌های محلی یا اجتماعی خاص خود تکلم کنند.

این زبان معمولاً همان زبان درس‌خواندگان است و در رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها به کار می‌رود و در آموزش زبان به خارجیان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
زبان معیار معیار زبانی است تثبیت شده و دارای اصول و هنجارهایی است‌که رعایت آن‌ها برای متکلمان الزامی است.
زبان معیار مرجع صورت‌های غلط و درست در زبان است. تثبیت زبان معیار و تأیید بعضی صورت‌ها و ردّ بعضی صورت‌های دیگر دارای دلایل اجتماعی و سیاسی است، نه دلایل زبانی. تثبیت خط نیز یکی از جنبه‌های تثبیت زبان معیار است.

تثبیت و تدوین

 

تدوین، تثبیت و حفظ زبان اساساً و به‌طور عمده کار نویسندگان، شعرا،ادبا، منشیان، معلمان، دستوردانان و ویراستاران و به‌طور کلی کلیۀ کسانی است که از زبان به‌صورت حرفه‌ای استفاده می‌کنند.

در کشورهایی که نهادهای ویژه‌ای مانند فرهنگستان وجود دارد، این نهادها مسئول تثبیت و تدوین زبان و قواعد املای آن هستند.
باید تأکید کرد که منظور از تثبیت زبان و خط ایجاد ارتباط بهتر و آسان‌تر و جلوگیری از آشفتگی و دخالت‌های فردی است و این نکته بویژه در کتاب‌های درسی اهمیت بسیار دارد.

 

درست و غلط

نکتۀ مهم دیگر مسئله درست و غلط بودن صورتهای زبانی است. مسئله درست و غلط در زبان، همیشه در ایران میان ادبا و درس خواندگان سبب سوء‌تفاهم‌هایی بوده و هست.

بسیاری از ادبا تصور می‌کنند بعضی صورت‌های زبانی که ما امروز به کار می‌بریم به سبب تفاوت با شکل قدیم‌تر آن‌ها که در آثار بزرگانی مانند فردوسی، سعدی، نظامی، مولوی و حافظ به کار رفته غلط است.

این برخورد با زبان بی‌شک برخوردی سطحی است. زیرا آنچه در این برخورد فراموش شده اصل اساسی تحول زبان است. از آنجا که زبان دایماً در حال تغییر است، هیچگاه نمی‌توان تلفظ کلمات و صورت‌های صرفی و نحوی آن را بر مبنای قواعد و اشکال فارسی قدیم تثبیت کرد.

بنابراین اگر تلفظ کلماتی در عربی به صورتی و در فارسی به‌صورت دیگر است سبب‌این تغییر بی‌اطلاعی فارسی زبانان نیست بلکه قواعد تلفظ زبان موجب گشتن تلفظ کلمات عربی تبار از اصل خود شده است.
بدین‌ترتیب مسئله درست و غلط از دیدگاه زبان‌شناسان با همین مسئله از دید ادبا و دیگر «حافظان» زبان تفاوت‌های اساسی دارد. انتقال قواعی آوایی و صرفی و نحوی قدیم و پیروی از قواعد زبان عربی نه تنها در سبک معیار بلکه در سایر گونه‌های زبان نیز بکلی مردود است.

 

گسترش جفرافیایی و منشأ تاریخی

 

گسترش جغرافیایی یک زبان معیار در اکثر موارد با مرزهای سیاسی مطابقت پیدا می‌کند. به این معنی که گونه‌ای از یک زبان که در یک کشور معیار شمره می‌شود الزامأ در کشورهای دیگری که به همان زبان صحبت می‌کنند.

نکتۀ دیگری که در خصوص زبان معیار باید به آن اشاره شود منشأ تاریخی زبان معیار است. زبان فارسی دری به سبب شرایط خاص به‌صورت معیار در آمده است.

چنانکه مورخان نوشته‌اند در اواخر دورۀ ساسانی زبان مردم‌ـ‌طیسفون دری نامیده می‌شده و با زبا رسمی نوشتاری، یعنی زبان پهلوی، تفاوت‌هایی داشته است.

در همه کشورهایی که در کنار لهجه‌ها و گویش‌های محلی و گونه‌های اجتماعی، یک زبان معیار وجود دارد همیشه وضع چنین نیست و ارتقا یک گونه از یک زبان به مقام زبان معیار به‌طور طبیعی و تاریخی صورت نگرفته است.
کشور نروژ دارای دو زبان رسمی و معیار است که هر دو دو لهجه از یک زبان‌اند.

 

 

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط