عاشق نوشتن و نویسندگی ...

تأثیر خواندن و نوشتن بر افسردگی

 

در این فصل برگ‌خیزان پاییزی نشستن کنار بخاری روشن که با شعله‌های آبی و سرخ آتشین که جوانه می‌زند و یاد‌آور پاییز زیباست. در این روزهای وانفسا، که مجبور شدیم به اسارت جبری و نه اختیاری.
برای همه اعضای خانواده سخت و دل‌گیر است. ترس از بیماری که علاجی برای درمان آن کشف نشده است. و دلتنگ شدن برای دوستان و قدم‌زدن روی برگ‌ها خشکیده و تماشای پاییز عریان و برهنه.
کووید ۱۹، بیماری که در یک‌سال آمار کشته‌شدگانش، از آمار به هشت سال طول کشیده بود بیشتر شده‌است. جنگی که نه‌تنها ترس و اضطراب و بیخوابی را به همواره داشت، خسارت‌های جبران ناپذیری در روح و روان مردم ایران گذاشت.

بعد از ۳۲سال که از پیروزی ایران بر این جنگ می‌گذرد. بیماری همه‌گیر در همه‌ای جهان بیداد می‌کند. بیماری که فقط از ما می‌خواهد خانه‌نشین باشیم و بهداشت فردی خودت را رعایت کنیم و در امکان عمومی، وقتی ضروریتی نیست؛ شرکت نکنیم.
بیماری که اکثر خانواده‌ها را داغ‌دار کرده است. بیماری که معلوم نیست چه لباسی به تن کرده است و چه شکل ظاهری دارد و کجا و چگونه در کمین نشسته است.

بیماری که همه را مجبور کرده‌است. این روزها به‌جای اینکه روی برگ‌های زرد و نارنجی باران خورده و خشکیده گام برداریم و به ریتم و آواز پاییزی گوش فرا دهیم. باید پشت پنجره بخار بسته بنشینیم و برای حفظ سلامت خود و دیگران همکاری و همیاری کنیم.
اما این خانه نشینی هم عوارض نا‌خواسته به همراه دارد. خشونت، فقر، افسردگی، دل‌تنگی در بیشتر خانواده‌ها بیداد می‌کند.
تحریم اقتصادی بر کشورمان، بیماری کووید۱۹ و خانه‌نشین شدن مردم و رکوداقتصادی فشاری بر دوش خانواده‌ها گذاشته است.

کودکانی که ساعت‌هایی از روز، وقت خود را در مدرسه می‌گذارند و اجازه بازی‌گوشی و شیطنت در خانه‌های آپارتمانی را نداشتند. امروزۀ مجبور به خانه ماندن شدند و بیشتر وقت خود را در دنیای مجازی سپری می‌کنند.

همین علائم دست به دست هم داده است تا آمار خشونت و افسردگی در خانواده‌ها بیشتر شود. از کودک ۱۳ ساله‌ای که بخاطر نداشتن امکانات، برای درس خواندن دست به خودکشی می‌زند، یا دختری که از فشار آزار و اذیت پدر و مادر جان به لب شده است و دنبال موقعیتی برای فرار از این زندگی می‌باشد.

روح و روان ما انسان‌ها، باهم سازگار نیست. گروهی از خانواده‌ها برای فرار از این همه فشار روحی و روانی سراغ تماشای فیلم می‌رفتند و تصمیم بر این گرفته‌اند که دور هم فیلمی را ببینند.
آیا فیلمی که انتخاب شده است برای همه اعضای خانواده مهم است؟ آیا برای تماشای این فیلم گروه سنی مختلف خانواده در نظر گرفته می‌شود؟ آیا فیلم انتخاب شده، فرزند ۷ تا ۱۵ ساله ما را از نظر روحی تأمین می‌کند؟
مسلماً نمی‌شود از پدر ۵۰ ساله خواست که کارتونی که برای گروه سنی کودک و نوجوان است تماشا کند.

گروهی از نویسندگان و کتاب خوان‌های حروفه‌ی در دنیای مجازی دست به‌کار شده‌اند و مردم را دعوت به کتاب‌خوانی می‌کنند.
آیا در این تورم اقتصادی که مانند تاول چرکین سایه انداخته بر زندگی مردم و قیمت کتاب‌ها به صورت فرساآوری افزایش یافته است. همه خانواده‌ها می‌توانند سراغ خرید کتاب بروند.
یکی بهترین روشی که برای گذراندن زمان، خواندن کتاب است. آیا با این بودجه خانواده‌ها می‌شود برای همه گروه سنی خانواده‌ کتاب خرید.

بیایید این‌طور تصورکنیم که ما در خانواده چهار نفری زندگی می‌کنیم و هر جلد کتاب ۵۰‌هزار تومان در نظر بگیریم؛ باید هر هفته برای خرید چهار کتاب ۲۰۰هزار تومان هزینه کنیم.
آیا با این روند اقتصادی و گرانی کتاب خواندن گزینه درست و به‌‌جای می‌باشد؟
نوشتن حال و روز این روزهایمان یکی از روش‌های است، که بیشتر روان‌کاو‌ها و روان‌پزشک‌ها برای بیمار‌های فرسوده خود پیشنهاد می‌کنند و نوشتن را نوعی درمان می‌دانند. نوشتنی که می‌تواند برای افسردگی و خشونت و عصبانیت این روزها چاره‌ساز باشد.

تشویق کودکان به جمله‌سازی و نوشتن یکی از نمونه‌های کم هزینه می‌باشد که می‌تواند باعث تخلیه احساسات و شیطنت‌های این روزۀ ما به حساب بیاید. می‌توانیم از اعضای خانواده بخواهیم آرزوهای کوتاه و بلند خودشان بنویسند.
می‌توانیم از همۀ اعضای خانواده بخواهیم. صداهای درونی که آرام نمی‌گیرند. صداهایی که حتی هنگام تنهایی که باعث می‌شوند؛ تنها نمانیم را بنویسند.

تصور کنید که در این هوای سرد پاییزی کنار دمنوش آویشنی که برای خودمان دم کردیم. دفتر و قلم بدست گرفتیم و از آینده نه‌چندان دوری که پیش روی همه ماست، می‌نویسم. و از مسافرت‌های که رقم خواهیم زد و عروسی‌های که همه خانواده و اقوام شرکت خواهند کرد بنویسیم.

برای تأمین حال بهتر و روحی آرام و زیبا وجود داریم به تماشای فیلم، کتاب خواندن و نوشتن. برای هر خانواده لازم و ضروریست که با مدیریت درست و حسابی و پرهیز از هزینه‌های بیخودی و تنقلات مضر، پس‌اندازی برای خرید کتاب در قلک خود بیافزایند.

شما برای فرار از این موقعیت‌های جبری چه پیشنهادی دارید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط