عاشق نوشتن و نویسندگی ...

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

تک‌گویی یا مونولوک

«می‌خوام قصه‌مو از روزی شروع کنم که دبیرستان پنسی‌رو ول کردم. دبیرستان پنسی همون مدرسه‌هست که تو اگرزتاول پنسیلوانیاس.
لابد اسمشو شنیدی، یا اقلکم آگهیاش به چشمت خورده. تقریباً تو هزار تامجله تبلیغ می‌کنن، همیشه‌ی خدام عکس یه بچه‌خرخون که نشسته‌رو اسب داره از نرده می‌پره می‌زنن تو آگهیاشون. انگار قراره تو پنسی همه‌ش چوگان بازی کنی. من که حتا یه دونه اسبم دور وبر مدرسه ندیده‌م.
همیشه‌م زیر پسره‌رو عکس اسبه نوشته «ما از سال۱۸۸۸ در تغییر پسران به جوانان روشنفکر و با فرهنگ سهیم بوده‌ایم.»
چه زرت و زورتی! در تغییر کثافت شاگردام هیچ سهمی بیش‌تر از باقی مدرسه‌ها ندارن. من که هیچکی رو اون‌جا ندیده‌م روشنفکر و بافرهنگ و از این حرفا باشه.
میون اون همه آدم شاید فقط دو نفر بوده‌ن‌ـ‌ اون دو نفرم لابد قبل اومدن به پنسی، هم با فرهنگ بوده‌ن هم روشنفکر.»

متن بالا نمونه‌ای از تک‌گویی از رمان «ناطور دشت» اثر جی. دی. سلینجر به ترجمه محمد نجفی است.

تک‌گویی صحبت یک نفره‌ای است که ممکن است مخاطب داشته باشد، یا نداشته باشد. تک‌گویی ممکن است پاره‌ای از داستان یا نمایش‌نامه باشد یا به‌طور مستقل همۀ داستان یا نمایش‌نامه را به‌خود اختصاص دهد.

در بعضی از نمایش‌نامه‌های مدرن نیز فقط یک شخصیت حرف می‌زند مثل «آخرین نوار کراب» اثر ساموئل بکت. و «بیش از ناشتایی» نوشتۀ یوجین اونیل نمایش‌نامه‌نویس امریکایی.
در بعضی از رمان‌ها نیز سراسر داستان به شیوۀ تک‌گویی ساده نقل می‌شود مثل رمان «بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند.» نوشته جمال میرصادقی.
تک‌گویی یا مونولوگ انواع گوناگون دارد: تک‌گویی ساده، حدیث نفس یا خودگویی، تک‌گویی نمایشی و تک‌گویی درونی که دو نوع اول مخاطب دارد و نوع سوم ندارد.

تک‌گویی درونی

تک‌گویی درونی یکی از انواع تک‌گویی است و آن گفت‌و‌گویی است که در ذهن شخصیت اصلی داستان جریان دارد. در این شیوۀ باز‌گویی، اندیشه و احساس شخصیت داستان در زاویه دید اول شخص روایت می‌شود.
تک‌گویی درونی بسیار شبیه حرف زدن بچه‌های کوچک است، وقتی با خودشان بازی می‌کنند و حرف می‌زنند و مخاطبی ندارند؛ حرف زدن اشخاص پیر هم با خودشان چنین کیفتی دارد.
اندیشه‌هایشان به زبان جاری می‌شود بی‌آنکه مخاطبی در برابرخود داشته باشند، البته در تک‌گویی درونی گفت‌و‌گو در ذهن شخصیت داستان صورت می‌گیرد و برخلاف حرف زدن بچه‌ها یا اشخاص پیر به زبان نمی‌آید.
بعضی از منتقدان تک‌گویی درونی را یکی از شیوه‌های ارائه جریان سیال ذهن دانسته‌اند.

تک‌گویی نمایشی

تک‌گویی نمایشی یکی از انواع تک‌گویی و یکی از شیوه‌های نقل داستان کوتاه و رمان است که تنها یک نفر آن را بیان می‌کند. در شعر و نمایش‌نامه نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.
در نمایش‌نامه به آن فقط تک‌گویی» می‌گویند و ترکیب «تک‌گویی نمایشی» به عنوان شیوه در داستان محسوب می‌شود. در تک‌گویی نمایشی، شخصیت داستان مثل اینکه با صدای بلند برای مخاطبس که خواننده او را نمی‌شناسد، حرف می‌زند و برای حرف‌زدن خود دلیلی دارد.
در تک‌گویی نمایشی راوی مانند بازیگری روی صحنه تئاتر که تماشاچی‌ها را مخاطب قرار می‌دهد، برای مخاطبی صحبت می‌کند و از تک‌گویی طولانی یک جانبۀ اوست که خوانندۀ به موقعیت و وضعیت او و آنچه بر او گذشته و می‌گذرد آگاهی می‌یابد و در مسیر حوادث داستان قرار می‌گیرد و تا حدودی به هویت مخاطب او که در در خود داستان است، نیز پی می‌برد.

حدیث نفس

حدیث نفس یا خود‌گویی، یا حرف‌زدن با خود یکی از انواع تک‌گویی و شگردی است که شخصیت افکار و احساسات خود را به زبان می‌آورد تا تماشاچی یا خواننده از نیت و مقصد او با خبر شود.
بدین طریق اطلاعاتی دربارۀ شخصیت داستان یا نمایش‌نامه به خواننده یا تماشا‌گر داده می‌شود و در عین حال با بیان احساسات و افکار شخصیت، به پیش‌برد عمل داستانی کمک می‌شود.

تفاوت حدیث نفس با تک‌گویی درونی

در حدیث نفس شخصیت مثل این‌است‌که با صدای بلند فکرش را به‌زبان می‌آورد، در حالی که در تک‌گویی درونی، گفته‌ها در ذهن او می‌گذرد.
خود‌گویی یا حدیث نفس تبادل احساسلت و افکاری است که به‌طور مستقیم به‌ساختار داستان ارتباط پیدا می‌کند؛ از این‌رو، برخلاف تک‌گویی درونی استحکام دستوری و لایه‌های معنایی در آن رعایت می‌شود، یعنی هیچ واسطه ‌ای میان راوی یا گوینده و شنونده وجود دارد.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط