عاشق نوشتن و نویسندگی ...

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

توصیف یا نمایش

نشان دادن به‌جای گفتن

نویسندگان بزرگ معاصر همیشه توصیه کرده که در داستان به‌جای شرح و توصیف، تصویر بدهید و نشان دادن بر توضیح دادن ترجیح دارد. نشان دادن خواننده را با حادثه همراه می‌کند و او را غیرمستقیم در جریان آنچه دارد اتفاق می‌افتد، قرار می‌دهد.
بشر ابتدایی ذهنی‌گراست و برای او هر اتفاقی که می‌افتد، خصوصیتی ذهنی دارد؛ برای او قحطی و خشکسالی، خشم خدایان است و برای رودخانه‌ها و جنگ خدایانی را فرض می‌کند و اگر آهویی را شکار می‌کند، اجداد و گذشتگان او مقدمات آن را فراهم آورده‌اند، اما بشر هرچه از نظر ذهنی و تفکر منطقی‌تر و داناتر می‌شود، عینی بودن حوادث را بیشتر می‌پذیرد.
امروز داستان‌نویسی تحت تأثیر سینما به عینی‌گرایی روی آورده است، حتی نویسندگان رمان نو که ذهنیترین نویسندگان دنیا هستند، مفاهیم ذهنی خود را به‌صورت عینی ارائه می‌دهند.

در داستان«بازگشت» اثر احمد محمود (۱۳۱۰ـ۱۳۸۱). شخصیت داستان بعد از آزادی از زندان و بازگشت از تبعید، به علت فعالیت‌های سیاسی، سلامت ذهنی خود را به‌دست می‌آورد و زندگی دیگری آغاز می‌کند. این مفهوم نه با شرح بلکه با نمایش غیرمستقیم و به صورت نمادین نشان داده می‌شود.
«عطر گل از جا برخاست، رفت طرف پنجره، گوشۀ پشت دری را پس زد و نگاه کرد. پیش چشمش تار بود انگار مژه به هم زد. اول قوچ پیر، در انبوه شاخه‌های کج و کج‌تابیده و شاخه‌های خشک و بی‌حاصل‌گیر افتاده بود و قوچ خیس و آشفته بود و ناله می‌کرد‌ـ‌زار می‌زد!‌ـ‌بعد، یکهو ماتش برد. شاسب را دید با پایجامۀ نو، قامت افراشته، میانجای خانه، زیر باران‌ـ‌خیس‌خیس و انگار مجسمه‌ای از سنگ.
ـ نه!
از پس جام بخار گرفته و از پس تور سربی‌رنگ باران و در سحر‌گاه این چنین و خاکستری، چشم عطر گل می‌لرزید.
ـ چه به سرت اومده مادر!
شاسب، شخصیت اصلی رمان «بازگشت» با لباس نویی که برای او دوخته‌اند، زیر درخت کناری هم‌سن و سال خودش، زیر باران ایستاده است و نویسنده تطهیر و تولد دیگر او را غیر مستقیم نشان می‌دهد.

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط