عاشق نوشتن و نویسندگی ...

دوستان من

من یک فرد، درونگرا هستم و به‌راحتی نمی‌توانم با اطرافیان خود مأنوس شوم. و برای دوستانم، از حال و روز خود بگویم. بیشتر مواقع به این موضوع فکر می‌کنم کسانی که کنارم هستند باید شاد زندگی کنند و لبخند روی لبشان نقش ببندد؛ و نباید به‌خودم اجازه دهم که با مشکلات پیش پا افتاده‌ام، آن‌ها را ناراحت و نگران کنم. و وقتی نمی‌توانم کمک مفیدی برای اطرافیانم داشته باشم، پس نباید مزاحم آن‌ها شوم.
در سالی که سپری می‌کنیم روزگار به شکل دیگری برای همه ما رقم خورد و در این روزها که زندگی اکثر ماها، در محیط بسته و دلتنگ شده خانه گذشت من شاهد دوستی‌های شدم که نمی‌توانم فراموش‌شان کنم.
روزی که خواستم زندگی خود را به شکل دیگری رقم بزنم با شاهین کلانتری آشنا شدم. با دفتر و قلم آشتی کردم و بافته‌های ذهن آشوب و طغیان‌گرم، را روی برگه‌های کاهی شکل بالا آوردم و منتظر ماندم تا نوشته‌هایم با تمرین و تکرار شکل داستان به‌خود بگیرند.
میان همین وهم و خیالات من، انسان‌های شریف و دوست‌داشتنی بودند که همراه و مشوقم شدن برای نوشتن و ادامه دادن.
محسن کرمی دوست عزیزی بود که در پاییز ۹۸در کلاس ماه نویسندگی با او آشنا شدم. و رقابت دوستانه‌ای بابت خواندن کتاب داشتیم.
امروز باید یادی کنم از همه آن‌هایی که باعث شدن پر پروازم را فراموش نکنم و رویا و آرزوهایم را هدف بگیرم.

ـ شاهین کلانتری
ـ ناهید عبدی
ـ مهسا محب‌علی
ـ مسعود اسدزاده
ـ محسن کرمی
ـ فریبا داودی
ـ مهناز مهدیقلیخان
ـ الهام اشتری‌نژاد
ـ سعید قائدی
ـ نجمه رضایی
ـ راحله درویش
ـ معصومه عظیمی‌پارسا
ـ زهرا پورمهدیان
ـ زهرا خبیدوئی
ـ حدیث خداداد
ـ بیتا کیهانی
ـ لیلا ایمانی
ـ امیدرضا احمدی
ـ حسین سیدزاده
ـ کاوه کارگر
ـ فاطمه پوراسماعیلی
ـ مهدی کتابی
ـ شهین عباسزاده
ـ فرزانه اسدزاده

ـ هدی قلی‌پور

2 پاسخ

    1. مهندس قائدی عزیز ممنون از شما، که همیشه پیگیر کارهای من هستین و تشویق می‌کنید به نوشتن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط