عاشق نوشتن و نویسندگی ...

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

نبوغ و استعداد نویسندگی

نویسندگی ذاتی است یا اکتسابی، این سوأل به شکل‌های متفاوت تا به امروز طرح شده است و حتی می‌توان گفت یکی از قدیمی‌ترین سوألاتی است که دربارۀ نویسندگی مطرح می‌شود. وقتی با نویسندگان تازه‌کار همصحبت می‌شویم در صحبت‌هایشان به نکته اشاره می‌کنند که از کودکی علاقه به نوشتن را در وجود خود درک کرده‌اند و این سوأل می‌شود که به نظر شما من استعداد نویسندگی دارم یا نه؟

جواب این سوأل را به شکل می‌توان داد که، آیا یک جراح متخصص قلب و مغز، جراح به‌دنیا آمده است. یا حتی یک ورزشکار و فوتبالیست، ورزشکار به‌دنیا آمده است. یک دانشمند، یک موسیقی‌دان، یک نقاش چه‌طور؟
نویسندگان تازه کار که علاقه به شهرت دارند و از سوی دیگر ثبات و پیگیری لازم را برای رسیدن به نتیجه ندارند، به دنبال تایید ذاتی هستند. مثل این می‌باشد که حکایت‌های از نویسندگانی گفته می‌شود که ذاتاً نویسنده بودند. این مثل‌ها یا بیش از حد اغراق‌آمیزند یا بیش از حد آمیخته به کج فهمی.

یکی از رایج‌ترین کج فهمی‌هایی که به‌نظر می‌رسد زیادی به مذاق آدم‌های ناآگاه خوش می‌آید این است که آثار هنری و ادبی به‌صورت غریزی و بی‌هیچ تلاش، مانند ونوسی که از میان دریا بیرون می‌آید. خلق می‌شوند.
متأسفانه این تصور غلط تبدیل به یک اسطوره شده و توسط عوام ساده‌لوح زنده نگه داشته شده است. البته نمی‌شود پدیده‌ای به‌نام نبوغ را به تمامی رد کرد. نویسنده‌های نابغه‌ای وجود دارند که ذهن‌شان در لحظه خلسه و الهام شاهکار‌های ادبی بزرگی را تراوش می‌کند. اما واقعیت انکار ناپذیر این است که موفقیت در نویسندگی هم مانند موفقیت در هر زمینه‌ی دیگری نیاز به اراده‌ی قوی و تلاش مبتنی بر تخصص دارد.

برای موفق شدن در نویسندگی باید توانایی‌های شخصی و استعداد و قریحه، در کنار تلاش برای رسیدن به‌هدف، اعتقاد به خود و اشتهای سیر نشدنی برای پیشرفت قرار بگیرند. برای بدست آوردن چنین چیزی نیاز به یک دورۀ طولانی شاگردی داریم که در خلال آن فرد اصول و مبانی اولیه‌ی هنر نویسندگی را یاد می‌گیرد.

یک نویسنده، تازه کار باید ساعت‌ها، ماه‌ها، سال‌ها، تلاش بی‌پاداش را تحمل کند و باید مدام و توأم با وسواس به‌جزئیات داستان‌نویسی بپردازد. حتی باید شروع و پایان‌های نادرست را امتحان کند و آزمون و خطا کند، تا بتواند نوشته‌های خود را بررسی و ویرایش کند. گاهی پیش می‌آید که نویسنده، دچار عدم اطمینان و ناامیدی می‌شود و باید تلاش کند با این ناامیدی کنار بیاید و با پشتکار مسیر دست یافتن به موفقیت خود را بپیماید.
البته تردیدی وجود ندارد که بعضی از نویسنده‌ها مهارت و قریحه‌شان را با سرعت بیشتری نسبت به دیگران پرورش می‌دهند و از استعداد و نبوغ بیشتری برخوردارند. به هر حال به‌رغم وجود این تفاوت فردی، ادبیات تنها زمینه‌ای‌ست در تلاش بشری، که بسیاری از آدم‌ها احساس می‌کنند؛ که می‌توانند در آن موفق شوند. چون صرفاً از صمیم قلب دل‌شان می‌خواهند آدم‌های موفق باشند.

وقتی آدمی ساده‌لوح توقع دارد که بدون سال‌ها برنامه‌ریزی و تلاش و مطالعات تخصص تبدیل به یک پزشک، مهندس، فیزیکدان حرفه‌ای شود. چگونه می‌توانیم او را با آدمی که زمان زیادی صرف می‌کند تا ورد دانشگاه شود و یک دانشجوی پزشکی کار کشته باشد، مقایسه کرد. برای رسیدن به‌هدف تلاش، استمرار و استقامت و پشتکار نیاز است. ولی متأسفانه وقتی که نویسنده تازه کار در بخش اندکی از زمان به موفقیت نمی‌رسد، نا امید می‌شود و از کوره در می‌رود.

این حقیقت را نمی‌توان بهتر از این گفته شود که یک نویسنده به اندازه‌ی هر جوینده‌ی موفق، در هر رشته‌ی تخصصی دیگر، باید مشتاق و آماده‌ی فداکاری باشد. در غیر این‌صورت بهتر است نیرو و توانایی این کار را در جای دیگر صرف کند. یک نویسنده باید صدها ساعت از خواندن و نوشتن، را با مشاهده‌ی دقیق و تلاش برای کامل کردن هنرش پیوند دهد.

نویسنده تازه کار، باید با مطالعه دقیق، منضبظ و تحلیل آثار بزرگ ادبی، مدام خودش را در شرایط یادگیری قرار دهد. راه هنر راهی بسیاربسیار طولانی است و زمان به تندی می‌گذرد. ‌خواهد حرفه‌ای شود این است کهددر هر روز از زندگی‌اش چیزی یاد بگیرد.

البته کار زیاد و آرزوی بزرگ به تنهایی کافی نیست. شخص برای شروع باید ذوق و قریحه هنری هم داشته باشد. فقط‌‌وفقط از این نظر، این جمله درست است که نویسندگی ذاتی است نه اکتسابی. که کسانی هستند که دلشان می‌خواهد نویسنده شوند، اما به کلی تهی از استعداد است و نمی‌خواهد هم متقاعد شود که انرژی و توانایی‌اش را باید در زمینه‌هاس دیگری جز نویسندگی صرف کند.

به یاد داشته باشیم که، با پوست یک ماده خوک نمی‌توان کیف پولی ابریشمی درست کرد. اگر نویسنده‌ای قریحه یا نبوغ نداشته باشد، تلاش، انضباط، فداکاری و مطالعه‌اش بسیار کم فایده خواهد بود. بدون چنین عاملی تلاش‌های او به‌سوی نیستی خواهد رفت.

به‌طور خلاصه باید گفت که توفیق ادبی به دو عامل وابسته است: داشتن توانایی ذاتی برای شروع و احساس نیاز به گسترش این توانایی ذاتی از طریق تلاش بی‌وقفه در گسترده‌ترین ابعاد ممکن. اگر نویسنده‌ای برای کار کردن و سخت کار کردن مصمم نباشد، همه‌ی نبوغ نهفته در وجودش، نه برای خودش و نه برای جامعه‌اش هیچ ارزشی نخواهد داشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط