عاشق نوشتن و نویسندگی ...

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

چگونه تبدیل به یک نویسنده شویم

روزی چند صفحه کتاب می‌خوانید، اصلاً به خواندن کتاب علاقمند هستید، چه موضوعاتی با روحیه شما سازگار است و در ماه چند کتاب خوب مطالعه می‌کنید.

آدم‌ها که نویسنده به دنیا نمی‌آیند، همان‌طور پزشک یا قهرمان بوکس. اگر شما می‌توانید یاد بگیرید که چطور راننده شوید به احتمال می‌توانید این را هم یاد بگیرید که چه‌طور داستان بنویسید. البته میان این دو کار تفاوتی وجود دارد. شما وقتی مجبورید برای راحتی خود رانندگی بیاموزید و گرنه مجبور هستید برای به حرکت در آوردن ماشین خود، از کس دیگری کمک بگیرید. اما هیچ کس مجبور نیست که نویسنده شود.

خیلی از نویسنده‌های تازه‌کار که علاقمند به آموختن دانش نویسندگی هستند، دنبال این موضوع می‌باشند که چگونه انسانی می‌تواند تبدیل به یک نویسنده شود. هیچ نویسنده‌ای مادر‌ زادی نویسنده نشده است و نویسنده ذاتی وجود ندارد، فقط نویسنده‌هایی وجود دارند که مطالعه می‌کنند.
به‌جز آموختن مهارت و دانش نویسندگی، باید بیش از هر چیز به خواندن، آن هم خواندن آثار نویسندگان خوب، که حرفی برای گفتن دارند، بپردازیم.
هیچ نویسنده‌ای نمی‌تواند، نویسنده باشد مگر این‌که بیش از آن خواننده باشد. به‌وسیله خواندن است که نویسنده می‌تواند با گذشته ارتباط برقرار کند. و تنها وسیله‌ای ارتباط با گذشته است که می‌تواند نسبت به زمان حال و آن‌چه قرار است در آینده اتفاق بیفتد درک درستی به‌دست بیاورید.
با پرداختن به کتاب‌ها در زمینه مختلف آگاهی خود را بالا می‌بریم. مثلاً با خواندن مباحث روان‌شناختی و فلسفه به شناخت و جهان بینی دقیق و درست پی می‌بریم و آن موقع است که می‌توانیم برای داستان‌مان به‌خوبی شخصیت‌های داستانی را توصیف کنیم.
البته یادآور شوم که خواندن سطحی کتاب هیچ کمکی به ما نمی‌کند. ما باید در خواندن از جز‌به‌جز کلمات و الگوهایی نوشتاری آن درس بیاموزیم و به نقد و بررسی آن آثار مشغول شویم. تا الگو ساختاری آن را به خوبی درک کنیم.
ارنست همینگوی که نویسنده قرن بیستم است. بیش از این‌که به ماهیگیری کند و به روز و شب خود را با نوشیدن الکل سپری کند مطالعه می‌کرد. و در تمام طول زندگی‌اش دست کم روزی سه ساعت در یک اتاق عایق شده در برابر صدا مطالعه می‌کرد. و هر چیز مهمی را به محض این‌که می‌شد، می‌خواند.
عکس‌هایی از همینگوی پشت میز مطالعه می‌توانست برای نویسندگان جوان مفیدتر از عکس‌هایی باشد که او را فانحانه بالای سر یک گاومیش نشان می‌دهد.
هیچ نویسنده‌ای ذاتی یی وجود ندارد، فقط نویسنده‌هایی وجود دارند که مطالعه می‌کنند برای نویسنده شدن هیچ راه ئیگری جز مطالعه اصولی و دقیق وجود ندارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط