عاشق نوشتن و نویسندگی ...

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

داستان از کجا شروع می‌شود

 

وقتی که شروع به نوشتن داستان می‌کنیم، برای جمله آغازین داستان به فکر فرو می‌رویم. داستان ما در همان جمله‌های اولیه باید خواننده را شگفت‌زده کند و برایش جذاب باشد و مخاطب را متقاعد کند که با متنی جذاب و زیبا همراه است.
جدیدترین مشکل نویسنده تازه‌کار همین است که نمی‌داند داستانش را از کجا و چه موقع شروع کند. اگر تا به امروز تجربه قابل قبولی نداشتید، بهتر است که داستان کوتاه را به ترتیب توالی زمان و به‌صورت خطی بنویسید. شروع داستان از همان جایی که رویداد‌های آن شروع می‌شوند، ساده‌ترین و مؤثرترین راه است.

قاعده‌ها و اصول داستان‌نویسی ساخته شده‌اند، برای این‌که با شناختن همین‌قوانین، آن‌ها زیر پا‌ گذاشته شوند. نویسنده تازه‌کار و جوان باید این قوانین را به‌خوبی بشناسد.
ورا‌ هنری داستان کوتاه کوتاه را مغز بادام می‌خواند که در آن اتفاق‌های فرعی‌یی که برای حادثه اصلی مقدمه چینی می‌کنند، و قطعه‌های بلند توصیفیدو کلمه‌ها و اشاره‌های غیرضروری کنار گذاشته می‌شوند و آن‌چه باقی می‌ماند یک داستان خالص است. داستان کوتاه آغازی دارد که خوانده را مجذوب می‌کند. میانه‌ای دارد که داستان را گسترش می‌دهد و پایانی دارد که نباید در خواننده احساس فریب‌خوردگی ایجاد کند.

در داستان کوتاه به‌ندرت از فلش‌بک استفاده می‌شود، چون در متن کوتاه وحدت داستان را از بین می‌برد و خواننده را سردرگم می‌کند. نویسنده می‌تواند جای پرت کردن حواس خواننده با یک فلش‌بک کلی غیرقابل هضم، اطلاعات لازم را درباره‌ی پیش‌زمینه‌ها را به‌تدریج در داستان وارد کند. گفت‌و‌گو هم می‌تواند با کامل کردن اطلاعات نیاز به فلش‌بک را بر‌طرف کند. در گفت‌و‌گو داستان در زمان حال نگه داشته می‌شود ولی در فلش‌بک حال و هوای داستان را تغییر می‌دهد.

داستان‌های کوتاه خوب، معمولاً فقط از یک صحنه تشکیل ‌شده‌اند. بعضی از آن‌ها هم بازه‌ی زمانی طولانی را در برمی‌گیرند؛ و از کم‌ترین تغییر و تحول استفاده می‌کنند. داستان کوتاه بسیار جمع جور است و بازه‌ای کوتاه را از زمانی مختصر در برمی‌گیرد. از کمترین صحنه‌ها و شخصیت‌ها استفاده می‌کند و هر کلمه‌اش هدفی دارد.

حواس‌ترین باشد که داستان کوتا‌ه‌ باید دارای پی‌رنگ، کشمکش و درون مایه باشد. داستانی که هیچ‌کدام از این خصوصیت را نداشته باشد مورد تایید و خوشایند خواننده نمی‌باشد و تردیدی نیست که به فروش نخواهد رفت.

چند ایده برای شروع داستان کوتاه:

از شخصیت‌های غیرعادی که رفتارهای خاص دارند و نمی‌توان نادیده گرفت‌شان در شروع داستان خود استفاده کنید.
از شخصیت‌های در داستان استفاده کنید که خواننده با او همذات‌پنداری کند.
حتی می‌توانید شخصیتی داشته باشید که با یک‌جور سوأل استفهامی معرفی شود. این هم راه خوبی برای جذب مخاطب است، چون نا‌خودآگاه در ذهن، جواب سوأل را می‌دهیم و به‌ترتیب وارد داستان می‌شویم.
شروع داستان با گفت‌و‌گو باشد. شخصیت‌های داستانی را در حال گفت‌و‌گویی بینیم که کنجکاویی خواننده را هدف بگیرد. با این روش مخاطب بلافاصله کنجکاو می‌شود تا بفهمد که چه اتفاقی مهمی، پیش آمده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط