پترن‌شناسی در ساختار داستان‌نویسی

۱۲:۱۴ ب.ظ ۳۱/فروردین/۱۴۰۰

 

پترن به‌معنای لغوی یعنی الگو و ما با همین نام در داستان از آن استفاده می‌کنیم. پترن در یک داستان مشخص می‌کند که داستانی که خواندیم و نوشتیم چه الزاماتی دارد و ما باید در این الگو دنبال چه‌چیزی باشیم و چه‌چیزی را به مخاطب خود ارائه کنیم.

در گذشته داستان‌ها را از لحاظ معنایی تقسیم می‌کردند. مثلاً می‌گفتند داستان‌های ترسناک، داستان‌های عاشقانه، داستان‌های غم‌انگیز و داستان‌های خیالی یا طنز؛ اما آقای ولادیمیر پراپ شروع به تحقیقی می‌کند و از سراسر جهان یک تعداد کتاب مثلاً پانصد یا ششصد هزار تا از داستان‌های سراسر جهان را انتخاب و مورد بررسی قرار می‌دهد. و به این نتیجه می‌رسد که تمام این داستان‌ها از هر نقطه جهان و زمین باشند بیش از ۳۰ و ۳۱ قصه بیشتر نیستند. و همه تکرار این سی‌و‌یک، قصه هستند.

در این مقاله سعی دارم به ۱۴ و ۱۵ تا از این پترن‌ها اشاره کنم و در تلاشم از هر کدام تعریف دو خطی برای علاقه‌مندان به داستان‌نویسی داشته باشم. امیدوارم مورد پسند و علاقه شما دوستان باشد.

۱) پترن انسان ضعیف:

در پترن انسان‌های ضعیف در موضوع اصلی این نوع از داستان‌ها شخصیتی وجود دارد که به دلایلی احساس ضعف می‌کند و این احساس ضعف را به مخاطبانش منقل می‌شود.
نکته‌ای که در پترن انسان ضعیف است، نویسنده باید تلاش کند که حجم گرفتاری‌ها، ظلم، ستم و بدبختی را روی شخصیت خود آوار کند. و داستانی بیشتر مخاطب‌پسند می‌باشد که نویسنده کسی را پیدا نکند تا در طول و روند داستان ناجی آن شخصیت شود. و در طول داستان انسان ضعیف همان‌گونه ضعیف بماند.

۲) پترن جستجو:

پترن جستجو که در داستان ما یک نفر، یک گروه یا جمعیت، یک عده ی و یا یک طایفه و حتی یک جامعه به دنبال چیزی باشند. مثل داستان هاچ زنبور عسل که به‌دنبال مادرش بود.
در پترن جستجو همواره مسلسل‌وار، اتفاقاتی زنجیره‌ا‌ی دنبال هم می‌افتند و به کاراکتر ما کمک می‌کند تا یک گام به سمت هدف خود نزدیک شود. در پترن جستجو بهترین روش این‌است‌که شما در موقع نوشتن داستان خود یک یا سه گام به پیدا شدن آن چیزی که گم کردید نزدیک‌تر شوید و دوباره یک اتفاق ناگهانی رخ دهد که پنج گام به عقب برگردید. این پس و پیش شدن‌ اتفاقات باعث می‌شود که پترن جستجو جذاب‌تر شود.

۳) پترن سفر:

سفر یعنی نقل و انتقال از جایی به جای دیگر. که در این نوع پترن می‌توانیم از یک شخصیت و چند شخصیت و حتی از یک خانوادۀ و یا یک جامعه استفاده کنیم. که از جایی به جای دیگر نقل مکان می‌کنند. حتی اسباب‌کشی از یک محله‌ به محله دیگر می‌تواند پترن سفر را به‌خودش اختصاص بدهد.
در پترن سفر، هدف غائی مقصد ما نیست. بلکه در طول سفر اتفاقاتی رخ می‌دهد که برای نویسنده خیلی مهم است. پس در پترن سفر، مبدأ و مقصد ما مشخص است. ولی اتقاقاتی حول این مبدأ و مقصد واقع می‌شود تا داستان ما شکل بگیرد.

۴) پترن فاجعه:

باز در این پترن یک نفر، یک جامعه و جمعیت یا یک طایفه و قبیله دچار حادثه و فاجعه می‌شوند. در قالب این داستان‌ها با پترن فاجعه رویکردها، رویکرد طبیعت‌گرایانه است. بیشتر حوادثی که در داستان اتفاق می‌افتد حوادثی است که از طرف طبیعت به انسان بار می‌شود. البته ما می‌توانیم پترن فاجعه داشته‌باشیم غیر‌ اتفاقاتی که از سمت اکوسیستم طبیعت باشد. ولی این پترن اغلب طبیعت‌گرایانه است و اکوسیستم طبیعت است که یک بلایی را سر شخصیت و یا شخصیت‌های داستانی ما در می‌آورد.
مثل سیل، زلزله، آتشفشان، بهمن، آفتاب سوزان،… که ریشه اصلی این فاجعه طبیعت است. و یکی از نکاتی که در این داستان باید به آن توجه کنیم وقتی این اتفاق می‌افتد، آخر داستان کشفی توسط نویسنده و یا گاهی اوقات مخاطبین ما رخ می‌دهد و آن موضوع این‌است‌که، این اتفاق طبیعی ریشه‌اش به‌خاطر دست بردن یک فرد یا یک گروه در اکوسیستم طبیعت هست. یعنی ریشه این اتفاق باز برمی‌گردد به خود انسان‌ها، این را توجه داشته باشید که این رویکرد جدید خیلی داستان را جذاب‌تر می‌کند. خیلی از ما در فیلم‌ها دیدیم حمله مورچه‌ها، ملخ‌ها، کلاغ‌ها که همه این‌ها در پترن فاجعه شکل می‌گیرند و ضمن این‌که آخرش کشف ماجرا را بسپارید به‌دست مخاطب و حتی خود نویسنده هم در آخر داستان گره‌گشایی بکند که این کار ریشه‌اش برمی‌گردد به دست‌کاری انسان در کار طبیعت.

۵) پترن ایثار و فداکاری:

که باز یک شخصیت و یا چند شخصیت و یا یک گروه به‌خاطر یک نفر یا یک جماعتی یا یک ملتی همه دار و ندار خودشان را فدا می‌کنند. که می‌تواند برای یک مهین باشد، یا یک فرد جان و مال خودش را برای زن و بچه‌اش فدا کند و یا یک مادر برای مراقبت از بچه‌های خودش تمام سختی را تحمل کند. و از پول، سلامتی، جوانی خودش می‌گذرد.

یک نکته مهم در پترن ایثار و فداکاری داریم که مخاطب‌طلب می‌باشد که اگر ما بیاییم و در این نوع پترن اتفاق را ختم دهیم به‌ از دست دادن جان آن فرد یا آن مجموعه‌ای که دارند این کار خیر را انجام می‌دهند. با این روش ایثار و فداکاری را به ‌حد اعلإ می‌رسانیم و قعطاً جذابیت داستان بیشتر می‌شود.
مثلاً ما می‌توانیم داستانی را داشته‌باشیم که پترن ایثار و فداکاری در آن تکرار شود. جنگ یعنی یک پترن ایثار و فداکاری که یک یا چند سرباز پیشقدم می‌شوند و برای پاک‌سازی مسیر جان خود را برای عده ای فدا می‌کنند.‌

 

۶) پترن سوتفاهم:

در این نوع پترن باز شخصیت و یا یک گروه از مردم و جامعه دچار یک تصور هستند، تصوری که در مقابل یک موضوع و یک فرد دارند. این داستان پیش می‌رود و آخر داستان کشف می‌شود که این تلاقی و این باور و این تصوری که داشته‌اند، سوتفاهمی بیش نبود.
برای جذاب کردن پترن سوتفاهم بهتر است که نویسنده تصوری را به شخصیت یا شخصیت‌های داستانی خود بدهد و بابت آن تصوری که داده مثلاً یک طایفه یا یک ائل یک‌سری رفتار و کنشی را از خود بروز می‌دهند و داستان مواجعه می‌شود با یک‌سری از اتفاقات، وقایع و حوادثی که حسب آن تصور، همان رفتارها را از خودشان بروز دادند و این اتفاقات پیش افتاده است.
چقدر خوب است که بعضی جاها این اتفاقات شما به موازات تصورات‌تان به‌نتیجه برسانید. مخاطب می‌بیند و می‌خواند که مثلاً من حسب تصوری که از خانم همسایه دارم یک زن فاسد می‌باشد و چندین بار آن خانم را تعقیب کردم و در هربار او را با چند مرد مختلف دیدم. که آن خانم با مردها به کافی‌شاپ، سینما، یا به یک خانه دیگری می‌رود بعد از این‌که چند‌تا اتفاق این شکلی را می‌بینم مخاطب من فکر می‌کند که تصور من تصور درست بوده و حالا این را شما تأمین به همه چیز بدانید.
در یک کلام، در پترن سوتفاهم یک نفر یا یک جامعه دچار یک تصوری هستند. بابت اون تصور یک‌سری رفتاری را انجام می‌دهند. مخاطب تمام این رفتارها را تقریباً می‌بیند و فکر می‌کند درست است و تصورات شخصیت هم درست از آب درآمده و در آخر داستان با یک ضربه نهایی نشان می‌دهیم که آن رفتار و تصور غلط بود و آن خانمی که ما تصور می‌کردیم فاسد است برخلاف تصور یک روز با پدرش بود، یک روز با پسرش و روز دیگر با برادرش، و متوجه می‌شویم که شخصیت ما دچار سوتفاهم شده‌است.

۷) پترن مکافی:

در پترن مکافی یک نفر یا یک جماعتی دنبال یک چیزی هستند و دنبال چیزی می‌گردند که البته با پترن جستجو فرق می‌کند. یعنی به‌دنبال چیزی هستند که در نهایت به آن چیز نمی‌رسند. درست مثل داستان‌های معمایی، حالا چه معماهای پلیسی و چه معماهای معمولی.
داستان‌های معمای که در آن یک‌سری اتفاقات می‌افتد و در آخر داستان معما حل نمی‌شود و گره اصلی باز نمی‌شود به این نوع داستان‌ها داستان‌های مکافی گفته می‌شود.

۸) پترن پلیسی:

تعریفی که در پترن مکافی ارائه دادم که دنبال یک معما و یک رازی هستیم و نهایتاً به آن نمی‌رسیم. اما در پترن پلیسی یک معما و یک رازی هست که آخر این معما و یا راز کشف می‌شود. به این داستان ها پترن پلیسی گفته می‌شود.
به داستان‌های با پترن پلیسی، پترن راز هم گفته می‌شود یعنی یک پترن راز داریم و یک پترن معما، در پترن معما گفتیم که اگر گره باز نشده باشد پترن ما مکافی است و اگر گره باز شود داستان ما با پترن راز نوشته شده است و یک رازی در گوشه‌ای پنهان است و حالا یک نفر یا چند نفر آن راز را می‌شکافت و باز می‌شود که نمونه و زیر مجموعه این نوع پترن داستان‌های پلیسی می‌باشد.

۹) پترن تغییر:

در پترن تغییر شخصیت یا شخصیت‌های داستان ما دچار تغییر می‌شوند. می‌توانیم بگوییم در پترن نغییر یک‌سری آدم‌های بد یا بدی هستند که در روند داستان آدم‌های خوبی می‌شوند. یا یک‌سری آدم‌های خوبی هستند که آدم‌های بدی می‌شوند. البته می‌شود این نوع تغییر را به شکل‌های گوناگون در داستان خود گنجانید.

پترن تغییر یکی از شاخص‌هایش این است‌که مخاطب با داستان پیش می‌رود و در ذهن خود آن‌چیزی که از داستان برداشت می‌کند که آن پترن دیگری است با موضوعی متفاوت، ولی در نهایت داستان با آن تغییری که صورت می‌گیرد مخاطب می‌فهمد که قول خورده و مقصود نویسنده چیز دیگری بوده است.

۱۰) پترن فرار:

در پترن فرار، مجموع داستان‌ یا در کل داستان یک کسی یا کسانی از موضوع یا از اتفاق یا حادثی فرار می‌کنند. مثلاً: یک خانم از دست شوهرش دایماً در حال فرار است یا یک بچه‌ای از دست معلم یا مادر و پدر در حال فرار است. داستان‌های سیاسی جز پترن‌های فرار می‌باشند.

۱۱) پترن انتظار:

در جهان داستان همواره ما داریم انتظار را نشان می‌دهیم. در داستان‌های فلسفی، داستان‌هایمذهبی یا یهود، مخصوصاً در شیعیان این پترن انتظار خیلی نمود دارد و خیلی خودش را نشان می‌دهد.
یکی از جذابیت پترن انتظار این است که از اول تا آخر داستان یک‌سری سلسله اتفاقاتی واقع می‌شود و یک شخص و شخصیت‌های منتظر یک ناجی هستند و در نهایت داستان هم آن ناجی نمی‌آید.
بعضی‌ها این نیامدن را دلیل تأخیر در آمدنش را اعلام می‌کنند و بعضی نیامدن را یک کار عبس و بیهود اعلام می‌کنند. که با گرایش‌های خاص روی این پترن می‌توان کارکرد و داستان نوشت.

۱۲) پترن انتقام:

همان‌طور که از اسمش مشخص است یک نفر یا یک جماعتی به دلایلی و یا تنها به یک دلیل، طرف مقابل خود را شاید یک فرد باشد یا حتی طبیعت، صنعت و حتی انسان، به دنبال گرفتن انتقام هستند. مثلاً کسی که بچه‌اش کشته شده است می‌رود به انتقام گرفتن از قاتل فرزندش، حتی دنبال دادخواهی، جنگ، گریز یا حتی دنبال دعوا می‌رود.

از لحظه‌ای که اتفاق واقع می‌شود تا انتهای داستان یک سلسله حوادثی دست‌به‌دست هم می‌دهند تا آن انتقام شکل بگیرد. در پایان پترن انتقام خیلی نمی‌توانیم بگوییم که کدام موضوع جذابیت بیشتر دارد حالا چه انتقام حاصل بشود یا نشود، بسته به نوع نگاه و باورهای نویسنده دارد.

احتمال دارد بعضی از نویسنده‌ها به متن خود جذبه مذهبی بدهند و بین دو فرد این داستان انتقام را مطرح کند و با بخشودن و بخشیده شدن خاطر معطوف به باورهای اعتقادی و مذهبی به آن رنگ و آب بدهد. لذا همان‌طور که گفته شد به این پترن پایان بندی مشخصی نمی‌توان داد؛ مثلاً: نمی‌توان گفت که انتقام گرفتن خوب است یا انتقام نگرفتن. هر دو شکل این پترن بسیار عالی می‌باشد.

۱۳) پترن خیانت:

در پترن خیانت باز یک شخصیت، یک جامعه به یک نفر یا یک گروه یا یک جامعه خیانت می‌کند. که قالب داستان‌های عشقی با این نوع پترن نوشته می‌شود. غیر از بحث عشق و عاشقی، شکل‌های دیگر داستانی را شما می‌توانید با همین پترن به قلم بیاورید.

۱۴) چند پترنی:

یک نگاه جدید در نویسندگی چند سالی است که استفاده می‌شود که ریشه آن هم از هالیورد به بیرون آمده است و می‌گویند که سرنوشت داستان‌های تک پترنی دیگر به سرآمده است و الان وقت نوشتن داستان‌های مولتی پترنی است.

اگر‌چه در گذشته دور ما هم در داستان‌هایمان از مولتی پترن استفاده می‌کردیم. و حتی ذاستانی با یک یا دو پترن داشتییم. آدم‌های مسن‌تر که در کنار ما هستند قصه خاله سوسکه را یادشان است. در این داستان ما دوتا پترن داشتیم هم پترن سفر و هم پترن جستجو.

پیشنهادمی‌شود برای دوستان نویسنده می‌توانید برای رمان از مولتی پترن استفاده کنید. همان‌طور که ما چندتا داستان را به موازات هم در رمان می‌توانیم استفاده کنیم. پس می‌توانیم برای داستان‌مان چند تا پترن در نظر بگیریم.

2 پاسخ به “پترن‌شناسی در ساختار داستان‌نویسی”

  1. زوربا گفت:

    بسیار عالی

  2. سعید مهربد گفت:

    از اینستاگرام با فعالیت شما آشنا شدم ؛ واقعا آموزشهای شما عالیست . به شما قول میدهم داستان‌های زیبایی را خواهم نوشت.
    از کودکی شعر میگم و کتاب های زیادی هم خوندم. به تازگی عاشق نوشتن داستان شدم ، خیلی جستجو کردم تا آموزشی ببینم و نوشتنم رو کلید بزنم. شما ضمن آموزشهاتون؛ ترس آدم از نوشتن را هم از بین میبرید. خواستم که صمیمانه از شما تشکر کرده باشم
    با آرزوی تندرستی و سربلندی شما
    با احترام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز