روز نوشت‌ها

  • از خواب‌هایت بدون هیچ اغراق و مبالغه بنویس.

    نوشتن از خوابی که دیدی کمک بزرگی است برای داستان‌نویسی و نوشتن. با دو دست به عصای چوبی که پسر عمویش از شوروی برایش آورده، تکیه داده بود. عصای که به گفته خودش یک عتیقه بیش نیست. با جلیقه طوسی رنگش که به زور قالب تنش شده و دکمه پایین‌اش که هیچ وقت بسته نمی‌شود […]

  • نامه‌ای برای دخترم

    دختر گلم! در دنیای امروزی نسبت به دنیای گذشته ما، حق انتخاب‌های زیادی به ما داده است. اما این حق انتخاب بیشتر، به ما آزادی بیشتری نداده بلکه اوضاع را وخیم تر کرده است. در سالن انتظار پاسگاه زل زده بود به بنای قدیمی. بنای قدیمی که زمانی برای خودش، چند سر و گردن از […]

  • شنیدن ممنوع

    شما جوری زندگی می‌کنید که انگار مقدر شده تا ابد زنده باشید. و هیچ‌وقت فکری دربارۀ ضعف قوای جسمانی یا این‌که چقدر از عمرتان گذشته به‌ذهنتان خطور نمی‌کند. زمان را جوری تلف می‌کنید که انگار از یک منبع بی‌پایان به دستش آورده‌اید، در حالی که هر روز از عمرتان را صرف کسی یا چیزی می‌کنید، […]

  • بیاموزیم و بخوانیم

    در ظاهر همه ما فکر کردن را به خوبی بلد هستیم. وقتی تصمیماتی را می‌گیریم در تفکر این هستیم که آگاهانه و با هدف برنامه‌ریزی کردیم و مشخص می‌کنیم و ادامه می‌دهیم. اما بعد شگفت‌‌زده و خشمگین می‌شویم چرا که کارمان برعکس شده است. و حتی زبان اخلاقی را که ستایش می‌کنیم، دیگران را رنج […]

  • تمرینی برای پرورش حواس پنچگانه

    برای تمرین و پرورش حواس پنچگانه خود، این‌‌طور تصور کنید که چشم ودست‌های شما را بستند و اجازه انجام هیچ‌کاری را ندارید. شروع کنید به تیز کردن گوش و حس لامسه و بویایی و چشایی خود و داستان کوتاهی از گروگان‌گیری و یا ناتوانایی خود بنویسید. نزدیک شرکت پدر، با امیر قرار داشتم. شیشه‌ ماشین […]

  • خدایان کوچک

    همان‌طور که شغل‌ها با هم فرق دارد. شخصیت و رفتار هر انسانی با انسان دیگر هم متفاوت است. نویسنده‌ها بخصوص رمان‌نویس‌ها انسان‌های عجیب و غریب هستند که تشکیل یافته‌اند از گوشت و استخوان و هوش و قلبی بااحساس و غرور بی‌حد و مرزی که درونشان را در برگرفته است. آدم‌های که در جست و جوی […]

  • تأثیر خواندن و نوشتن بر افسردگی

      در این فصل برگ‌خیزان پاییزی نشستن کنار بخاری روشن که با شعله‌های آبی و سرخ آتشین که جوانه می‌زند و یاد‌آور پاییز زیباست. در این روزهای وانفسا، که مجبور شدیم به اسارت جبری و نه اختیاری. برای همه اعضای خانواده سخت و دل‌گیر است. ترس از بیماری که علاجی برای درمان آن کشف نشده […]

  • یک سال دیگر هم گذشت

    امروز را می‌خواهم جور دیگری بنویسم. امروز را آن‌طور که هست باید نوشت. اصلاً امروز را می‌خواهم خودم باشم؛ نه تخیلی و نه فرار از حقیقت. مگر می‌شود قصه‌ای پرپیچ و خم در زندگیت باشد و کنجکاوانه دنبال موضوعی برای نوشتن باشی. شاید گفتن از خود کمی سخت باشد. شاید پنهان کردن احساست در میان […]

  • تلفیقی از نوشتن و خواندن

    سرش گیج و سنگین شده بود. به زور پلک‌هایش را از روی هم برمی‌دارد. نه به‌درستی می‌شنود و نه با صراحت می‌تواند صحبت کند. گویی لال شده و صدایش در نمی‌آید. تحوّل غریبی در خود احساس می‌کرد. شاید به‌خاطر قهوه‌های بود که در این دو شبانه روز بی‌وقفه سر می‌کشید. قهوه‌های مسمومی که عادت دارد […]

  • حس چشایی و بویایی در نوشتن

    تا به امروزه به تیکۀ کلام معروف شاهین کلانتری فکر کردید. «قیمه‌ها را بریزید تو ماست‌ها» همین جمله‌ معروف شاهین انگیزه‌ای شد برای نوشتن. شاید در دید اول، جمله و تکیۀکلام شاهین یک شوخی بیش باشد ولی وقتی گام اول نوشتن را بر‌می‌داریم تازه متوجه می‌شویم برای نوشتن داستان باید مهارت چشایی و بویایی خودمان […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز