روز نوشت‌ها

  • جانور روح یا جسم

    در ساعت‌های بیخوابی چیزهای نامطبوع و تلخ زندگی‌مان را به‌خاطر می‌آوریم. شب‌های طولانی و تاریک با چشم‌های گرد و قلمبه، درست مانند وقتی که سوزن‌ بیخوابی به چشم فرو می‌رود و تاریکی شب مثل سرب مذاب برروی شقیقه‌ها نقش می‌بندد. همه چیز در پیرامونم به خواب عمیقی فرو رفته و من روی تختخوابم کز کرده […]

  • زندگی با طعم خاله‌بازی

      امروز هدف مشخصی برای نوشتن ندارم. اصلاً قصد نوشتن مقاله و داستان را هم ندارم. امروز می‌خواهم از یک حس فراموش شده و خاموش بنویسم؛ از یک بوی متفاوت و ناب، از یک لمس فراموش نشده، که باعث میشد همه‌ چیز را ساعت‌ها فراموش کنم. دیروز پیامی، در صفحه تلگرام چشمک می‌زد. پیامی که […]

  • جمله ورزی کنید نه قاعده‌ورزی

     مست بنویس و هوشیارانه ویرایش کن. (ارنست همینگوی) اکثر ما مهارت خوبی برای بیان احساساتمان داریم. و همین که در جمعی قرار می‌گیریم. می‌توانیم ساعت‌ها در آن دورهمی با داستان‌سرایی از موضوعات مختلف مجلس را دردست بگیریم. اما وقتی قلم و کاغذی به‌دست می‌گیریم تا همان گفته‌هایمان را بنویسیم، گنگ و مبهوت به کاغذهای سفید […]

  • از وصله‌ها نترس

    امروز بعد از روزها تکانی به جسم رنجورم دادم و دستمال‌به‌دست شروع کردم به نظافت و گردگیری کردن. حاصل کارم شد یک مجسمه گردن‌شکسته که زندگی‌اش به پایان رسیده بود. چند بار سر مجسمه را به تنه‌اش نزدیک کردم و به لبخند روی چهره‌اش نگاهی انداختم. مجسمه موقعی که شکست فقط یک «آه» کوتاهی کشید. […]

  • صفحات صبحگاهی

    جولیا کامرون می گوید:«صفحات صبحگاهی عمیق ابزار نویسندگی است که تا به حال ابداع و اختراع کردم». قبل از هر کاری یک مادر و زن خانه دار هستم. شروع یک روز من با اولین روزنه نورآفتاب که بر اتاقم می تابد آغاز می شود. با آغاز روز رسیدگی به امور خانه و نظافت هم شروع […]

  • نوشتن با حس پنچگانه

    صدای برخورد متناوب قطره های باران برروی پنچره خواب را از چشمانم ربود. گوشه پرده اتاقم را کنار زدم تا در تاریکی آهنگی که قطره های باران بر روی شیشه های پنچره می نوازند را ببینم. گوش شنوا می خواست که صدای خندیدن قطرهای باران را بشنود. بعد از چند سال خشکسالی مهمان زمین بودن […]

  • خود شناسی

    – فردا صبح نوبت سایت هستااااااا — چیکار کنم -مطلب جدید بگذاری –یافتن پست سخته و نوشته های من ساده و خیلی ……… -همین که گفتم بهونه نیارین   روزی که خواستم خودم باشم؛ خود خودم اصلا معنی واژه خودم چی بود؟ خودم مفرد یا جمع؟ اشاره به دور دارد یا نزدیک؟ نه بابا ولش […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز